![]() |
![]() |
|
|
با عرض سلامی بهاری خدمت همه شما عزیزان، قبل از هرچیز سال نو رو به تک تک شما تبریک میگم و از صمیم قلب آرزوی سلامتی، خوشبختی، شادمانی و شادکامی برای تک تکتون دارم.
ایشالله توی این سال جدید هرچی اتفاق خوبه توی زندگی شما بیافته و هرچی بدیه از شما و عزیزانتون دور باشه. راستش خبر اومدن بهار خیلی خیلی خوبه ولی به پای خبر دلچسب و شیرین به بازار اومدن آلبوم جدید شهرام نمیرسه از الان این مژده رو میدم که ایشالله بدون حرف پیش این اتفاق تا چند ماه دیگه رخ میده. پس از الان آماده باشید و پول آلبوم رو کنار بزارید که وقتی آلبوم بیرون اومد اوریجینال اونو تهیه کنید.
خب بیشتر از این پرحرفی نمی کنم و دوست دارم توجه شما رو به نوشته ی سعیده عزیز، یکی از اون شهرامی های اصیل جلب کنم. واقعیتش وقتی خودم واسه بار اول این نوشته رو خوندم تنم داغ شد و بعد از تموم شدنش گریم گرفت از همین جا به سعیده عزیز به خاطر این حس قشنگ تبریک میگم این متن زیبا رو به عنوان عیدی تقدیم شهرام عزیز و همچنین طرفدارای دوست داشتنیش میکنم. سال نو مبارک...
°♣° *´¯`*♥* *´¯`* ღ ♥
هر لحظه به ساعتم نگاه میکنم زمانو با ساعت مچیت تظیم میکنم چند ساعت از تاریک شدن هوا گذشته زمانه خوبیه برای اینکه بهت صبح به خیر بگم! بعد از چند ساعت به یاد توم می خوابم تا شب خوبی رو پشت سر بگذارم! چشمامو باز میکنم وای خدای من صبح شده! سریع به ساعت رو به روم نگاه میکنم. اه ه ه .....یه نفس راحت میکشم خیلی دیر نشده! ممکنه از کارهای روزمرت خسته شده باشی بنابراین بهت خسته نباشید میگم! تورو میبینم وقتی روبروی کامپیوتر نشستی گاهی به نوشته ها میخندی، گاهی با دقت و مشتاقانه میخونیشون ، گاهی بی تفاوت از کنار اسمها رد میشی و با خودت میگی همون حرفای همیشگی! طولی نمیکشه که صدایی میشنوی یک آن پشت میزغذا میبینمت بهت نگاه میکنم به غذا خوردنت به دستات.... یه لحظه بعد میبینمت وقتی تو اوج خوابی، چه قشنگو ناز...(تابیدن نور مهتاب به این دیدار دل انگیز زیباییه خاصی بخشیده) روبه روت میشینم سرمو کج میکنم تا بهتر ببینمت، موهام رو شونه هام پریشون میشه ماتو مبهوت نگات میکنم من سردمه ولی تو خیلی راحت خوابیدی! همچنان که بهت خیره شدم به آرومی دستی روی موهات میکشم برات آرزوی سلامتی میکنم و ..... میخوام روحانی ترین احساسمو، زیباترین جمله ای رو که میتونه تو زبونم بچرخه بهت بگم اما تردید دارم میترسم خواب قشنگتو بهم بزنم ولی نه این دفعه هم نباید مثل دفعه های پیش بشه! تصمیمم رو میگیرم به طرفت خم میشم و به آرومی تو گوشت زمزمه میکنم "دوست دارم" (چیزی رو که همیشه تصور میکردم و دوست داشتم) اما تو هیچ واکنشی از خودت نشون نمیدی، از پنجره باز اتاق نسیمی میاد موهای سرم از پشت گوشم میلغزن و با صورتت تماس پیدا میکنن حتی اینم اذیتت نمیکنه، دلهره ای تمام وجودمو میگیره جرات بیشتری به خودم میدم با صدای بلندتری میگم که دوست دارم ، بارها و بارها این کارو تکرار میکنم اما نه .... مثل اینکه صدای منو نمیشنوی! نه هیچ فایده ای نداره یه لحظه به خودم میام میبینم دارم با بیشترین توانم داد میزنم اما تو گوشتو میخارونیو پشتتو بهم میکنی! دلم میشکنه با تمام وجودم گریه میکنمو اشک میریزم و بدن سردم رفته رفته گرم میشه گرم ، گرم ، گرم تا اینکه چشمامو باز میکنم میبینم تو اتاقم نشستمو دارم اشک میریزم...! اوه خدای من "اینجا روزه اما اونجا شب بود" و من فقط تو یه حسه قشنگ بودم! و باز هم دلم میشکنه ..... متوجه شدم هر وقتی که اینقدر بهت نزدیک بودم فقط روحم بوده روح سردم...! و تو هیچ وقت حرفامو نشنیدی و نفهمیدی... وای خدای من شکرت! شاید یکی از دلایل گردش زمین به دور خود به خاطر حفظ شدن عشقهای این چنینی باشه ! دیوانه کننده میشد اگر زمان، روشنی روزها و تاریکیه شبهامون یکی بود وقتی در تمام روز کنارت بودمو تو هیچوقت منو نمی دیدی وقتی در تمام روز باهات صحبت میکردمو هیچوقت حرفامو نمی شنیدی دیوانه کننده بود .... و من هر لحظه به ساعتم نگاه میکنمو زمانو با ساعت مچیت تنظیم میکنم و چند ساعت بعد باید با لبخند بهت بگم: صبح بخیرعزیزم ! و بعد به یادت به آرومی سر روی بالشت بذارمو به خواب شیرینی فرو برم تا شاید خوابتو ببینم *فاصله ی زمانی و مکانی هیچ تاثیری روی دعای افراد برای دیگری نداره همه ی انها در یک مکان و یک زماننن برای خدای مهربون... پس از اینجا از اینور کره خاکی برای تو آرزوی سلامتی میکنم (که بزرگترین موهبته) آرزوی خوشبختی ، موفقیت ، شادابی و همینطور برای خانوادت و عزیزترین کسانت امیدوارم هیچ وقت اشک غم تو چشمات نشینه. دوست دارم ببینمت، دوست دارم گونه هاتو، چشمای باریک شدتو وقتی داری میخندی از نزدیک ببینم و از شدت خوشحالی و ذوق باز هم برات آرزوهای خوب کنم و اگه اجازه بدی به آرومی تو گوشت زمزمه کنم دوست دارم عزیزم .... ღ فقط همین! چشمانم با چشمانت مصادف نميشد بازگرد °♣° *´¯`*♥* *´¯`* ღ ♥ اینم چندتا عکس باحال از شهرام عزیز، امیدوارم خوشتون بیاد عکس 1 عکس 2 عکس 3 عکس 4 عکس 5 عکس 6 و در اخر اینکه خبری که از یکی از دوستان نزدیک شهرام اقای علی حسینی زاده گرفتیم این بوده که در حال حاضر شهرام اوضاع روحی خوبی ندارو و از مریم هم جدا نشده .پس خواهشا راجب مریم خانم حرفای ناشایست نزنید. و اینکه هنوز هیچ کدوم از اهنگهای البوم صد در صد قطعی نیست چون شهرام هنوز تصمیم نگرفته که چه اهنگهایی رو توی البوم قرار بده. و از همینجا از ساحره ی عزیز و سعیده ی عزیز تشکر میکنم بابت تمام زحمتهایی که کشیدن.مرسی خوب این هم از این باز هم سال خوبی داشته باشید و سال نو مبارک |
|
+ نوشته شده در
Thu 19 Mar 2009ساعت 3:57 توسط Mrs Kashani |
|
|
خوب سلامی دوباره به همه ی دوستای خوبم دوباره برگشتیم طبق اخرین خبرایی که از کارای شهرام داریم اینه که توی دبی در حال تمام کردن البومشه و قول داده که برای تابستان با ویدئوهای جدید برگرده.
و در اخر اینکه به همه ی بچه ها هم سلام رسوند
|
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Feb 2009ساعت 9:44 توسط Mrs Kashani |
|
|
یادمه اون زمانی که برای اولین بار ویدئوی شهرام رو توی یکی از شوهای نوروزی دیدم احساس خوبی به من دست داد. یه احساس خوشایندو دلنشین.... همین حس باعث میشد که دوباره و سه باره اون موزیک ویدئو رو نگاه کنم. بهارها و پائیزها می امدن و می رفتن و من هنوز اون حس رو کشف نکرده بودم، که چیه و از کجا امده .... روزها گذشت و من باید براش جای خاصی رو معین میکردم، یه جای خاص برای احساسی خاص بعد از سالها کم کم اون حس خوب جزئی از من شد، مثل چشم و گوش احساسی که باعث شده بود روز و شب، شب و روز برام یکی بشه! گاهی هم از دلم فرار میکرد و به سمت دستام میرفت و اونا رو می لرزوند.... واقعآ اون چی بود که این جوری آتیش به دلم میزد؟ گاهی هم یواشکی سری به افکار و رویاهام میزد و اونا رو به بهترین نحو زیباتر میکرد! باید براش چاره ای پیدا میکردم و این کارو کردم و برای این حس خوب یه جای خوب پیدا کردم.... اونو با احترام و شکوه به سمت جایگاه خودش راهنمایی و به عنوان حاکم اون قسمت انتخاب کردم. اون لحظه فکر میکردم این اسم براش بهترینه...توی قلبم نشوندمش و براش یه اسم انتخاب کردم واسه همین اونو عشق نامیدم با گذشت سالها از اون تاج گذاری با شکوه، هنوز هم فکر میکنم این بهترین و زیبا ترین اسمیه که انتخاب کردم شهرام .... عشقی با شکوه برای سلطان قلبم خوب سلام به همگی امیدوارم که از این مطلب که برگرفته از یک داستان واقعیه لذت برده باشید و تونسته باشم اون لحظه های خوبی رو که هممون به طور مشترک داشتیم و داریم رو یاداوری کرده باشم خیلی وقته که اینجا مثل روزهای اولی که این وبلاگ ساخته شده بود، نیست.راستش من میدونم چی شد که اینجوری شد، و دوست دارم واسه شما ها هم بگم که بدونید چه کردیم و چه جوری با دست خودمون تیشه به ریشه خودمون زدیم.اگه اجازه بدید داستان این اتفاق، که یه داستان واقعیه دیگه است رو براتون تعریف کنم... یه روز خیلی قشنگ و خوب که شهرام مهمان یکی از برنامه های تلویزیونی بود، اعلام کرد که به غیر از وب سایت خودش وب سایت دیگه ای هم داره اینجوری بود که با SK-TV اشنا شدیم .ولی این که واسه ما کافی نبود ما دلمون میخواست یه جایی داشته باشیم که ماله خودمون باشه و بتونیم احساس و حرفای دلمونو برای شهرام بگیم همینم اینجا ساخته شد و SK-BLOG شد خونه همه ما ... همه چیز خوب بود و کم کم با هم آشنا شدیم واین آشنایی به دوستی ختم شد همگی خوشحال و راضی بودیم تا اینکه بعضی ها فکر کردن که می تونن بهتر از این خونه رو بسازن و ساز مخالف زدن... بالاخره به جای بد داستان رسیدیم ... باد خودخواهی وزید و هرکدوممون رو به یه سمتی برد....بگذریم از اینکه هیچکدوم نتونستن اونی بشن که میخواستن...هرکدوم آلونکی ساختن و دسته ای از بچه ها رو با خودشون همراه کردن کم کم اونایی هم که مونده بودن بار سفر بستن و بدون خداحافظی رفتن...این جوری شد که کم کم آسمون ابری شد و خورشید شهرام هم کمتر به ما تابید. خونه ای با اون همه قشنگی به خرابه ای تبدیل شد از اون همه عاشق چند تا دلسوخته موندن که سعی کردن با چنگ و دندون اینجا رو نگه دارن...اما نتونستن زیر طوفان و رگبار حسادت حسودا طاقت بیارن و خورشید واسه همیشه غروب کرد... تنها اینجا نشستم و به انتظار طلوع خورشید چشم به آسمون دوختم که شاید با اومدنش دوباره اینجا رو گرم و صمیمی کنه..حالا اینجا واقعآ یه ویرانه است. گوشه گوشه اینجا واسم یه خاطره است، خاطره از کسانی که دوستم داشتن و دوستشون داشتم . خورشید طلوع میکنه باور کن و در حالی که به یاد گذشته ها اشک میریزم زیر لب میگم، همسفر رفته، برگرد برگرد به خونه.... مرسی از ساحره ی عزیزم به خاطر متن بسیار قشنگش
یه نکته ی دیگه اینکه جدیدا وبلاگی به اسم "SK-BLOG.BLOGFA.COM" باز شده که ادعا میکنه که وبلاگ اصلی شهرام کاشانی هستش من نمیدونم این اقا یا خانوم چه فکری کرده خوب همونجور که میدونید و میبینید پست های اینجا از چند سال پیش تا الان همه ثبت شده است بدون اینکه کوچکترین دست کاری شده باشه حالا همه شمارش معکوس داده و معلوم نیست میخواد چی کار کنه همین جا به ایشون میگم که بی خودی وقت خودتو دیگران رو نگیر ادرس اختصاصی وبلاگ شهرام به زودی به ادرس قبلی برمیگرده
|
|
+ نوشته شده در
Sun 25 Jan 2009ساعت 14:3 توسط Mrs Kashani |
|
|
+ نوشته شده در
Tue 2 Dec 2008ساعت 4:16 توسط Mrs Kashani |
|
|
دوستان عزیز. امروز با کا جدیدی از شهرام عزیزم در خدمتتون هستم.
اسم کار هست Oxygen با هم صدایی شهرام فرشید....] ساعت 8 شب امشب گردهمایی برو بکس skblog به مناسبت تولد شهرام عزیز |
|
+ نوشته شده در
Wed 25 Jun 2008ساعت 23:7 توسط Mrs Kashani |
|
|
خوب سلام به همگی
دوباره با دست پر و کارای جدید و خبرای تازه برگشتیم اول از همه میخواستم یه تشکر مخصوص کنم از کیانوش عزیز برای درست کردن همچین محیط گرمی که باعث شد تمام طرفدارای شهرام کاشانی اینجا جمع بشن و یه محیط دوستانه رو به وجود بیارن و از اون مهمتر باعث شد که ارتباط مستقیمی با خود شهرام کاشانی داشته باشن . مرسی کیا جون به خاطر تمام زحمتهایی که توی این چند ساله برای اینجا کشیدی قراره شده که از این به بعد من در خدمتون باشم دوست دارم با کمک هم دوباره همون skblog سابق رو داشته باشیم . هر نظری پیشنهادی کاری جدیدی که فکر میکنید باعث بهتر شدن اینجا میشه حتما بگید که انجامش بدیم. و در اخر اینکه والپیپراتونو به ایمیل من بفرستید که همه بتونن ازش استفاده کنن و و و .... و اینکه بریم سر اصل مطلب خوب شهرام خان ما الاه دو هفته ای میشه که برای کارای البوم جدیدش به دبی رفته و تا الان ۴ تا ویدئو از البوم جدید اماده است و قراره که ۴ یا ۶ تای دیگه ویدئو ساخته بشه که از ۳-۴ ماه دیگه قراره یکی یکی پخش بشه. جزییات دقیق البومو بعدا بهتون میگم یه کوچولو خبری بود که من داشتم حالا با برگشتن شهرام دست پرتر برمیگردم . چند تا والپیپر خوشگل از کارای ساحره جونو براتون میزارم والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 و اینکه منتظر عکسای جدید شهرام کاشانی باشید که حتما توی اپ بعدی براتون میزارم شاد و موفق باشید
|
|
+ نوشته شده در
Sat 31 May 2008ساعت 16:58 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام به همه ی دوستان عزیز
اول از همه عید به تک تکتون تبریک میگم امیدوارم که سال خوبی داشته باشید همراه با سلامتی و شادابی و موفقییت
سال جدیدم هم شروع شد و شهرام خان ما با دستی پر دوباره برگشتن خوب همونطور که دیگه همه میدونن ویدیوی جدید و متفاوت اذر یا همون دختر بندری ۲ هم از شبکه ی جهانی تپش پحش شد. خوشحالیم که شهرام دوباره همکاریش رو با تپش شروع کرد شعر و اهنگ هم مال اقای علی هاتف هستش و ویدئوی خوشگل که مال اقای حسام اتکی هستش. خوب چند تا عکس هم از یکی از کنسرتای شهرام براتون میزارم که توی بوستن بوده. و در اخر چند والپیپر زیبا شاد و موفق باشید "چند خبر" شهرام در حال حاضر داره روی البوم جدید کار میکنه و اینطور که خودش گفته البوم تا اخرای ماه July پخش میشه. و اینکه البوم بر خلاف گیم اور البوم شادی هستش و شهرام این قولم داده که هر ماه یک ویدئوی جدید پخش بشه.هنوز مشخص نشده که البوم از کدوم شرکت قراره پخش بشه ولی اینجور که بوش میاد و خود شهرام گفته شاید با تپش کار کنه و در اخر اینکه به همه سلام رسوند و گفتش که به زودی و با دست پر دوباره برمیگرده به SK-BLOG |
|
+ نوشته شده در
Wed 26 Mar 2008ساعت 19:58 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام به همگی
میدونم این چند وقته همگی ما از وضعی که برا ی اینجا پیش امده خیلی ناراحت و گله مندیم.اصلی ترین دلیل تمام این مشکل هایی هم که اینجا پیش امده اپ نشدن اینجا بوده. با شناختی که از همتون دارمم میدونم با کوچکترین خبر راجب شهرام هم راضی میشیم . خود من خیلی سعی کردم بتونم خبری از شهرام بگیرم ولی فایده ای نداشت تا امروز که خیلی غافلگیر شدم وقتی دیدم بعد از این همه مدت شهرام بالاخره یه دست کوچولو تکون داد شهرام الان ۱ ماهی میشه که به نیویورک رفته برای ضبط البوم جدیدش سرش هم حسابی شلوغه و به گفته ی خودش برای بعد از عید واسه ی همه سوپرایز داره این چیزی بود که من میدونستم فکر کردم با همین ۲ خط هم میشه یه اپ کوچولو کرد هر چی باشه از هیچی بهتره.
راجب کیانوش هم باید بگم که من ازش اطلاعی ندارم راجب تصمیمی که گرفته. فکر کنم زمان همه چیزو روشن میکنه. قکر کنم یه چند وقته دیگه منتظر باشیم همه چیز حل میشه
|
|
+ نوشته شده در
Sat 9 Feb 2008ساعت 23:18 توسط Mrs Kashani |
|
|
خلاصه... زمانی که من شروع به نوشتن این خاطرات می کنم از سوار شدنم به سفینه حدودﺃ 15 ساعتی میگذره ،دلم می خواد تنها از این سفر و اتفاقات خوب و بدی که ممکنه برای من یا سایرین رخ بده بنویسم. بغیر از ما کسانی دیگه ای هم در سفینه حضور دارند که تنها وظیفشون پذیرایی و ایجاد آرامش برای ماست . در این میون این افراد مرد مسنی که کت و شلوار مشکی رنگ با پیراهن سفید به تن داره، گاهی به گوشی داخل گوشش که احتمالآ مرتبط با اتاق کنترله توجه میکنه.... در راهروی سفینه قدم زنان به سمت انتهایی اون حرکت میکردم که به قسمتی از راهرو برخودم که یک دوراهی را تشکیل میداد...روی دیوار سمت راست همراه با نشانه فلشی نوشته شده اتاق کنترل و روی دیوار راهروی دیگه هیچ علامت یا کلمه ای در مورد به کجا ختم شدن آن بچشم نمی خورد. به پشت سرم یعنی به راهروی تاریک و مرموز سمت چپ نگاه کردم و با نگاه کردن به انتهای راهرو نا خودآگاه به داخل آن قدم گذاشتم. هنوز چند قدمی در راهرو جلو نرفته بودم که نسیمی مطبوع و ملایمی همراه با بوی عطری بسیار دلنشین صورتم را نوازش کرد. صدای فردی از قسمت های انتهایی راهرو به گوش میرسه. خدای من چقدر این صدای خیفیف برای من آشنا بود. در چوبی بزرگی در انتهای راهرو وجود داشت که نور آبی زیبایی از زیر در ساطع میشد و به اطراف در زیبایی خاصی میداد. . آروم به سمت در میرم و گوشم رو به اون نزدیک میکنم....اما هیچ صدایی شنیده نمیشه! ناگهان در توی صورتم باز شد و مرد مسن مشکی پوش در مقابلم درست مثل کسی که از دنیایی خارج از دنیای واقعی برگشته باشه ظاهر شد. به سرعت از راهروی عجیب و ترسناک بیرون اومدم و در راهرویی که به اتاق کنترل منتهی میشد دویدم . روی در نوشته شده بود ورود افراد متفرقه ممنوع و من با دیدن و در واقع ندیدن این جمله با شدت در رو باز کردم.... تا اینکه با صدای کیانوش به خودم اومدم. آروم باش. داریم میشینیم. و این چیزی بود که تعجب منو چندین برابر کرد. با تعجب پرسیدم ولی کجا؟ و اون در جواب گفت... SKISLAND (((قسمت دوم)))
خورشید پاک و درخشانی که در آسمان آبی خودنمایی میکنه، درختان نخلی که سر به فلک کشیدند و با وزش هر نسیم که با بوی اقیانوس همراهه در آسمان به رقص درمی یان، شنهای طلائی جزیره که با تابش نور خورشید همچون قطعه های کوچک طلا میدرخشند، اقیانوسی که هرازگاهی به ساحل زیبا و رویائی چنگ میزنه و هر بار هزاران صدف رنگارنگ رو پیشکش میکنه که شاید بتونه در زیبایی جزیره سهیم باشه، صخره های بزرگ خاکستری که مابین اقیانوس و شنها خط مرزی کشیده اند، جنگل تاریک و مرموزی که پشت درختهای نخل زندانی شده و فقط میتونه نظاره گر زیبائی های ساحل جزیره باشه، صدای پرندگانی که شادمان در آسمان پرواز میکنند و همصدا آوازی رو زمزمه میکنند، خرچنگ هایی که دستهاشونو به طرف آسمون گرفتند و به این سو وآن سو میرند و انگار که به ما خوش آمد می گویند...... براستی برام سئواله که بشر با این همه کنجکاوی چطور چنین بهشتی رو کشف نکرده....! این فکر فقط چند لحظه ای ذهنم رو پر میکنه و بعد از اون دوباره محو تماشای زیبائی های جزیره میشم. کفشهامو با حسی که انگار پوشیدنش از اول هم اشتباه بوده، از پاهام در می یارم تا بتونم شنهای نرم ساحل رو زیر پاهام حس کنم. قدم به ساحل میزارم و با اولین گام به روی شنها سرشار از لذت میشم. به طرف اقیانوس میرم و لحظه ای به آرامشش حسرت میخورم. به پشت سرم که نگاه میکنم همسفرهامو می بینم که غرق در زیبائی های جزیره شدن و کمی دورتر، کنار سفینه کیانوش رو می بینم که با اون مرد مسن در حال صحبت هستن. نگاهم رو دقیق تر میکنم تا شاید بتونم موضوع صحبتشونو بفهمم...اما درست در لحظه ای که محو تماشای اونا بودم هر دو به سمت من برگشتند و کیانوش با نگاه تندی رویش رو از من برگردوند.باید اعتراف کنم که دلهره عجیبی به سراغم اومد و ناخودآگاه ماجرای اون راهروی تاریک برام تداعی شد. در همین افکار بودم که با صدای کیانوش به خودم اومدم.... - زود باشید باید حرکت کنیم... همگی وسایلمونو برداشتیم و به دنباله کیانوش براه افتادیم. لحظه ای به پشت سر نگاه کردم که نگاهم به نگاه خونسرد مرد مسن گره خورد، در همین لحظه مرد مسن در حالی که هر دو دستش رو در پشتش مخفی کرده بود با لحنی نچندان دوستانه رو به کیانوش فریاد زد: - پس فراموش نکنید چی گفتم، باید بیشتر مراقب باشید... و کیانوش هم با بی حوصلگی دستی براش تکون داد. لحظه ای به کیانوش و دوباره به پشت سر نگاه میکنم..... اما... نه اثری از مرد مسن میبینم و نه اثری از سفینه!!! انگار که اصلآ همچین چیزی وجود نداشته! دوباره اون شک لعنتی در وجودم زنده میشه، شک به حرفای کیانوش. به سرعت قدم هام اضافه میکنم و خودم رو به کیانوش میرسونم و سعی می کنم پا به پای اون حرکت کنم. * * *
از پیاده روی ما زیر نور خورشید و روی شنهایی که حالا گرمای لذت بخششون زیر نور خورشید ظهرگاهی به ذلت تبدیل شده بود، حدودآ 15 دقیقه ای میگذشت. همگی حسابی سرخ و تشنه شده بودیم و کم کم صدای اعتراض چند نفری بلند شده بود که از دور کلبه های کوچیکی نمایان شد. به سرعت قدم هامون افزودیم و پاهای خستمونو که دیگه قدرت راه رفتن نداشتن رو روی شن ها میکشیدیم. در همین لحظه دختر لاغر اندامی با موهای بلند و طلائی و لباس عجیب و زیبایی که به تن داشت به ما نزدیک شد ....همه بغیر از کیانوش از دیدن اون متعجب شدیم . بله! کیانوش و اون همدیگرو می شناختند.دختر رو به کیانوش گفت :- داشتم نا امید میشدم! چرا اینقدر دیر کردید؟ و بعد نگاهی به ما که ظاهرمون چندان تعریفی نداشت انداخت و لبخندی زد و دوباره به کیانوش نگاه کرد. کیانوش که بعد از هدایت سفینه و پیادروی زیر آفتاب حسابی خسته و کلافه شده بود بهش گفت :- حالا که می بینی اینجام. مرجان من خیلی خستم. بعدآ همه چیزو برات تعریف میکنم. حالا که اومدی لطف کن و این دوستای جدید رو راهنمایی کن. و بعد از ما جدا شد و به سمت یکی از کلبه ها رفت . خواستم دنبالش برم که دختری که حالا میدونستم اسمش مرجانه مانعم شد و گفت:- دنباله من بیاین. باید با خیلی چیزای اینجا آشنا بشید. و بعد در حالی که هنوز نگاهم کیانوش رو دنبال میکرد، پشت سر مرجان به راه افتادم .کلبه های زیادی وجود داشت که یکی از اونا از بقیه بزرگتر بود . درست در فضای مابین کلبه ها و آب، پسری که عینک آفتابی به روی چشم داشت، روی تخت کوچیکی دراز کشیده بود و مشغول گرفتن حمام آفتاب بود.پسر با دیدن ما در کنار خودش، سرش رو مقداری بالا گرفت، عینک نسبتآ بزرگش رو کمی پائین داد و از بالای اون نگاهی به ما انداخت، جرعه ای از نوشیدنی کنار دستش نوشید و بدون اینکه حرفی بزنه دوباره دراز کشید .مرجان خنده ای بلند سرداد و گفت :- معرفی میکنم، این علی یکی از ساکنین اینجاست. از رفتارش ناراحت نشید. اون ذاتآ آدم خونسردیه و کمتر چیزی هست که بتونه متعجبش کنه! بعد دوباره به راه افتاد و ما هم بدنبال اون ....یکی یکی از کنار علی گذشتیم و حالا جلوی تعداد زیادی کلبه بودیم.مرجان کلبه یا درواقع اتاق هرکدوممون رو بهمون نشون داد و بعد به راه خودش ادامه داد ....هر کدوم به سمتی رفتیم . اول که وارد اتاق شدم هنوز چشمام به نور داخل اتاق عادت نکرده بود و در واقع چشمام جایی رو نمی دید تا اینکه کم کم همه چیز برام نمایان شد. شاید چیزی که می نویسم غیر قابل باور باشه ولی تمام وسایل داخل اتاق درست مطابق با سلقیه خود من چیده شده بود، حتی بالای تختی که گوشه اتاق بود قاب عکسی وجود داشت که عکسی از من داخل اون بود. عکسی که تا بحال ندیده بودم و معلوم نبود چطور و کجا از من گرفته شده!احساس راحتی و آشنایی عجیبی میکردم . انگار که سالهاست دارم توی این اتاق زندگی میکنم. وسایلم رو به گوشه ای انداختم و روی لبه تخت نشستم و به اتفاقات عجیبی که طی این مدت برام رخ داده بود فکر کردم...به بار اولی که با کیانوش آشنا شدم، سفر با سفینه و حالا این جزیره و این کلبه و این تختی که روش نشستم....آرامشی که اتاق به من میداد لحظه به لحظه به سنگینی پلکهام کمک میکرد و منی که حالا کاملآ خودم رو به تخت چوبی سپرده بودم به خواب سنگینی فرو رفتم.* * * وقتی بیدار شدم، به سختی و در حالی که بدنم کوفته بود از روی تخت بلند شدم و روی لبه تخت نشستم و به اطرافم نگاهی انداختم . تازه متوجه زمان و مکانی که در اون بودم شدم. به سرعت بلند شدم و به سمت در رفتم.نور خورشید با اینکه قدرت چند ساعت پیش رو نداشت، باز چشمام رو اذیت میکرد و من با چشمهای جمع شده و قدمهایی که به سختی از زمین کنده میشد بی هدف به سمت ساحل میرفتم . در این لحظه صدای مرجان منو از منگی بیرون آورد و تازه یادم افتاد که دستی به سرو روم بکشم.جلو اومد و دوستانه دستم رو گرفت و گفت :- با من بیا....باید حسابی تشنه و گرسنه باشی! هرچی واسه نهار صدات کردم بیدار نشدی. بیا بریم... و در حالی که دست من هنوز توی دستاش بود به سمت کلبه ای که بزرگتر از همه بود براه افتادیم .داخل کلبه میز چوبی بسیار بزرگی وجود داشت که فضای وسط کلبه رو اشغال کرده بود و در کنار اون تعداد زیادی صندلی قرار داشت. درست چند قدم دورتر از میز، بار نسبتآ بزرگی بود که در فضای پشت اون قفسه های بزرگ و زیادی وجود داشت که با انواع خوراکی ها و نوشیدنی ها پر شده بودند .هر دو به سمت بار رفتیم و روی یکی از سه پایه های کنار پیشخوان نشستیم .هنوز کاملآ روی صندلی نشسته بودم که مرجان کسی رو به اسم سیاوش صدا زد . بعد رو به من گفت:- سیاوش معمولآ اینجاست. مسئول اینجا نیست ولی دوست داره بیشتر وقتشو اینجا باشه. هر زمانی که کارش داشته باشی اینجا می تونی پیداش کنی! البته فعلآ که پیداش نیست. و بار دیگه صداش کرد . در همین لحظه دری که در سمت راست کلبه بود باز شد و پسر بلند قامت با موهای مرتب و ظاهری آراسته مقابلمون ایستاد.- سلام مرجان. کاری داشتی؟ و بعد به طرف منی که تازه متوجه حضورم شده بود برگشت و مرجان ما رو بهم معرفی کرد و گفت که برای چی به اونجا که البته اسمش Lido(یعنی میعادگاه قشنگ ساحلی) بود و انتخاب اسم هم کار سیاوش بوده ، اومدیم. در حین صرف غذا مرجان خیلی چیزها در مورد جزیره و افرادش و کارهایی که توش انجام میشه، گفت و اینکه نباید در مورد بعضی چیزها کنجکاوی کرد مثلآ نباید به ....سیاوش حرفش رو برید وگفت : البته باید مواظب اتفاقات عجیبی که این اطراف رخ میده هم باشی...آخه میدونی اینجا بعضی شبها توی ساحل آدمهای مشکوکی تردد میکنن که بعضی هاشون...این بار نوبت مرجان بود که مداخله کنه ...- سیاوش داری می ترسونیش. بس کن.... سیاوش که از ته دل می خندید به شوخی ای که کرده بود اعتراف کرد و ما بعد از صرف غذا و تشکر از سیاوش با مرجان راهی ساحل شدیم تا با بقیه ساکنین هم آشنا بشیم .* * * در قسمت راست ساحل درست در کنار جایی که صخره های بزرگ بین ساحل و اقیانوس خط مرزی کشیده بودند، دختری با لباس تابستانی زیبا و موهای لخت و کوتاه قهوه ای که با وزش باد به سمت عقب هدایت میشد، و صورت سفیدش زیر نور آفتاد می درخشید، داخل آب به اندازه ای که تا مچ پاهای اونو در بر گرفته، ایستاده بود و ماهیهای کوچیک داخل آب به دور پاهای ظریف اون حرکت میکردند . اون روی بوم نقاشی که بر روی سه پایه ای که در مقابلش داخل آب قرار داشت، چیزهایی میکشید که البته زمانی که ما به اون نزدیک شدیم و اون وجود مارو حس کرد، دست از کار کشید و چند قدمی به طرف ما حرکت کرد.با آرامشی دلپذیر رو به من گفت :- سلام عزیزم. من غزاله هستم. از آشنایی با شما خوش وقتم. من که احساس میکردم باید تا اونجایی که می تونم ادب رو رعایت کنم، در جواب (درست با همون لحن غزاله) از دیدن او هم ابراز خوشحالی کردم و با هم دست دادیم.مرجان که با اخلاق غزاله بیشتر از من آشنا بود گفت :- خب بهتره ما بریم تا غزاله هم به نقاشیش بپردازه. بعد دست منو که هنوز مشتاق بودم بیشتر با اون آشنا بشمُ کشید و من فقط از پشت سر به غزاله که حالا دوباره مشغول نقاشی کردن بود، نگاه کردم. مرجان سعی کرد قدمهاشو با من هماهنگ کنه و زمانی که درست در کنار من راه میرفت، به آرومی گفت : به این غزاله خانم این جوری نگاه نکن. وقتی که داره کار میکنه نباید مزاحم کارش بشیم، چون اگر بر حسب اتفاق رشته افکارش رو پاره کنیم یا مزاحم کارش بشیم اونوقت این خانم آرومی رو که دیدی رو دیگه نمی بینی!البته اون فقط در مورد کارش خیلی جدیه و اگر نه کلآ آدم مهربون و شوخ طبع و شیطونیه .بعد از گفتن این جمله به من چشمکی زد در همین حال که من به مرجان خیره شده بودم و خدا رو بخاطر حضور اون شکر میکردم ....ناگهان از داخل جنگل صدای فریاد مردی بلند شد و همزمان با اون دسته ای پرنده هراسان از داخل جنگل به آسمون پرواز کردن.هر دو شوکه شده بودیم و نمی دونستیم که قراره چه اتفاقی بیافته .....صدا نزدیک و نزدیکتر میشد ....و فریادها بلندتر و بلندتر....و با سرعت به طرف ما می اومد.حالا دیگه تقریبا همه افراد جزیره به ساحل اومده بودن و دنبال علت سرو صدا میگشتن .در همین حین بوته های جلوئی جنگل تکان های شدیدی خوردن و ناگهان از بین اونا پسری بلند قد و لاغر اندام با شلوار لی ای که تا زیر زانو تاه زده شده بود و کلاه حصیری تقریبآ بزرگی که به سر داشت از جنگل خارج شد و من و مرجان همزمان جیغ بلندی کشیدیم و این کار آشفتگی اوضاع رو بیشتر کرد .پسری که با یک دست کلاه رو نگه داشته بود و با دست دیگه دیگران رو کنار میزد، و با قدم های بلندی پا به فرار گذاشته بود، در یک لحظه از میون من و مرجان عبور کرد و هر دوی ما به روی زمین پرت شدیم .پسر ناشناس که همچنان مشغول دویدن بود خودشو به داخل آب انداخت و به بالای یکی از بلندترین صخره ها رفت .بعد از گذشت چند ثانیه مرجان که فکر میکرد باید عامل این بهم ریختگی رو ادب کنه با عصبانیت از جاش بلند شد و در حالی که دانه ریز شن رو از روی موها و لباسش پاک میکرد به سمت اون رفت و خطاب به پسر گفت :- همین حالا بیا پائین و در مورد این کارت توضیح بده. بابک! با توام زود بیا پائین و بگو چی باعث شد که این معرکه رو راه بندازی؟ در همین گیر و دار کیانوش از اتاقش خارج شد و به سمت بابک و مرجان رفت و از مرجان خواست خودشو کنترل کنه . بعد رو به بابک کرد و گفت:- خب، به نظرم یکی اینجا هست که می خواد داستان جالبی رو برامون تعریف کنه! بابک نظر تو چیه؟ بابک که وضعیت روبه رو شدن با کیانوش رو مناسب تر از رو به رو شدن با مرجان میدید به سرعت پائین اومد و در حالی که کلاهش رو روی سرش مرتب میکرد، گفت: - باور کنید تقصیر من نبود. من بی گناهم، باور کنید من فکر کردم یکی از بچه های جدید خودمونه که خودش رو این شکلی کرده.... منم خواستم یکم باهاش شوخی کنم....که ناراحت شد و به قصد کشت افتاد دنبالم. باور کنید می خواست منو بکشه. حتی با نیزه اش لباسم رو پاره کرد، ببینید....ببینید! و بعد جیب پشت شلوار لیشو که کاملآ پاره شده بود نشونمون داد .وقتی به سرتا پای خیس شده آدم بانمکی که جلوی رومون قرار داشت نگاه کردیم، همه چیز رو فراموش کردیم و همزمان خنده بلندی سر دادیم بطوری که خوده بابک هم از خنده ما خنده اش گرفته بود .اما در این میون تنها کسی که بجای خندیدن به فکر فرو رفته بود کیانوش بود . بعد از لحظه ای فکر کردن رو به بابک کرد و گفت:- اون دقیقآ چه شکلی بود؟...نه صبر کن. بعد از اینکه خشک شدی بیا توی اتاق من، باید باهات حرف بزنم. خورشید کم کم غروب میکرد و آبی روشن آسمون که جاشو به سیاهی شب میداد، غروب زیبایی رو به نمایش گذاشته بود .اما ما همگی چنان از این رفتار عجیب کیانوش متعجب شده بودیم و با ناراحتی رفتنش رو نگاه میکردیم که از زیبایی غروب غافل موندیم .ظاهرآ دردسر به پایان رسیده بود . اما در حقیقت دردسر اصلی جای دیگه ای بود. جایی که اصلا متوجهش نبودیم....جایی که غزاله مشغول نقاشی کردن بود و بابک با سرعت زیادش باعث شده بود تعادل غزاله بهم بخوره و بهمراه سه پایه و بوم نقاشیش به داخل آب بیافته!همه نگاه ها به بوم نقاشی که حالا بیشتر به یک شئ شناور شبیه بود و غزاله ای که سر تا پا خیس آب بود، معطوف شد . غزاله که سرش رو پائین انداخته بود و سایه ای سیاه روی چشمها و نیمی از صورتش رو پوشونده از شدت عصبانیت دستاش رو گره کرده بود و بشدت میلرزید.صادقانه میگم، همه منتظر چگونه مجازات شدن بابک بودیم . و من که با تعریفهای مرجان از غزاله کم کم روبرو میشدم، خدا خدا میکردم اتفاق بدی رخ نده.در همین حین مرجان با اینکه میدونست غزاله دو هفته تمام وقتشو صرف کشیدن اون نقاشی رو به پایان کرده بود، قصد داشت میانجی گری کنه و با حرفاش غزاله رو آروم کنه .اما انگار حرفای مرجان برعکس عمل میکردن و با گفتن هر جمله غزاله قدمی به سمت بابک برمیداشت، و بابک به سمت عقب میرفت ....این جریان ادامه داشت تا جایی که غزاله جیغ بلندی کشید و بابک پا به فرار گذاشت و غزاله به دنبال اون.همگی مات و مبهوت به تعقیب و گریز این دو نفر روی ساحل و در کنار اقیانوسی که حالا کاملآ قرمزی خورشید رو در خودش حل کرده بود، نگاه میکردیم . و بعد از دور شدن اونها و ناپدید شدنشون در راستای ساحل، دوباره همگی خنده ای بلند و طولانی سر دادیم و با خنده با این روز زیبا و فراموش نشدنی وداع کردیم.ادامه دارد ....
|
|
+ نوشته شده در
Thu 8 Nov 2007ساعت 15:56 توسط Mrs Kashani |
|
|
شهرام کاشانی عزیز در حال تمام کردن مراحل پایانی ضبط آلبوم جدید هستش که به زودی خبرای جالب تري از اين آلبوم به گوشتون خواهد رسيد. تا به حال اسم يكي از آهنگ ها معلوم شده كه همون "دختر بندري 2" ساخته هاتف عزيز هستش.
همچنين, به زودي سايت رسمي شهرام عزيز, رنگ تازه اي به خودش ميگيره و با قدرت هر چه تمام تر با انتشار آلبوم جديد, آغاز به كار خواهد كرد. اخيرا نيز راي گيري از طرف سايت تلويزيون طپش به راه افتاده, براي انتخاب بهترين ها. شهرام كاشاني حضور خودش رو در اين راي گيري به هيچ وجه قبول نداره. مدير اين شبكه مدت هاست كه به علت دلايلي بچگانه از پخش ويديو هاي شهرام ما خودداري ميكنه و بدين وسيله اضافه كردن شهرام به اين راي گيري كاملا فاقد اعتبار ميباشد. شاد و خوشحال باشید عکسای کنسرت شهرام کاشانی در FACTORY لس انجلس |
|
+ نوشته شده در
Thu 4 Oct 2007ساعت 20:53 توسط Mrs Kashani |
|
|
به همراه دوستان خود به سرزمینی که از ان امده بودند , SK20 بعد از به زیر اب رفتن جزیره , برگشتند در طی مسیر و از لحظه ای که چشمها با جزیره و خاطرات ان وداع میکردن تا زمانی که درخشش شنهای طلایی جزیره در نگاه ها محو شد , فکر همه به حوادثی که در این جزیره برای اجداد و گذشتگان انها اتفاق افتاده , مشغول بود .تمام رویاها , اشکها , لبخندها , درگیری ها و حتی عشق های ساکنین جزیره SK20 با اخرین دانه شن به زیر اب رفته بود , همه چیز به جز دفترچه یادداشت قدیمی و نیمه سوخته ای که برای دفترچه خاطرات یکی از اهالی جزیره , کسی که از لحظه ی شروع سفر به جزیره تمام رخداد و حوادث را لحظه به لحظه یادداشت کرده به امید روزی که این نوشته ها برای کسی با ارزش و مفید باشه. دفترچه ای با جلدی مشکی و نوشته هایی که پس از عبور از دنیای حوادث حالا تنها سایه ای از اونا باقی مونده.درست جایی که اسم خالق خاطات اون دفترچه در اونجا ثبت شده یعنی قسمت بالای دفترچه به طرز مرموزی سوخته و از بین رفته .خاطرات دفتر چه رو صفحه به صفحه , برگ به برگ مرور میکنه تا پیوند قلبی بیشتری با گذشتگانش در وجودش ایجاد کنه ......به نام خالق هستی...... زمانی که من شروع به نوشتن این خاطرات میکنم از سوار شدنم به سفینه حدود 15 ساعتی میگذره , دلم میخواد تنها از این سفر و اتفاقات خوب و بدی که ممکنه برای من یا سایرین رخ بده بنویسم. دلیلش رو هنوز نمیدونم ولی احساسی به من میگه که باید همه چیز رو درباره ی این سفر بنویسم. هوای خنک و مطبوع سفینه همراه با موزیک ملایمی که روح ادم رو نوازش میده به من اجازه میده با ارامش بیشتری لحظه هارو روی کاغد بیارم. اینجا عده ی دیگه ای هم کنار من توی سفینه نقره ایه پسری که به دنبال ما امده بود و حالا میدونستیم اسمش کیانوش نشستن .این سفینه خیلی بزرگه و با اینکه مدت زمان تقریبا زیادی رو در اون هستیم , من هنوز خیلی از قسمتهای اونو ندیدم . حدودا 20 دقیقه ی پیش وضعییت اضطراری اعلام شد , چون سفینه سیاه رنگی با علامت M قرمز روی بدنه ی اون , درست در مسیر حرکت ما با سرعت از کنار سفینه عبور کرد و با انتهای سفینه برخورد کوچیکی کردکه البته به گفته ی اتاق کنترل هم چیز عادیه و اتفاق خاصی رخ نداد.با اینکه سفینه توی حالت ثابت قرار گرفته هنوز اجاره ایستادن نداریم. تمام کسانی که توی این سفینه حضور دارند به غیر از کیانوش که هدایت سفینه با اونه , روی صندلی های راحتی کرم رنگی که قسمت تکیه ی اون بلندتر از حد معموله , توی دو ردیف بلند در راهرویی که کف اون به رنگ قرمز , دیوارهای اون به رنگ مشکی و پنجره های کوچکی با قابهای کرم رنگ که در کنار هر صندلی نصب شده , کنار هم نشستن درواقع توی هر ردیف دو نفر بیشتر قرار ندارن. البته تعدادی از صندلی ها هم خالی از مسافر مونده. اینطور که من متوجه شدم قبل از ما هم عده ای به مکانی که هنوز نمی دونیم کجاست پا گذاشتند و عده دیگه ای هم قراره که بعد از سفر ما، در جایی که حالا ما نشستیم، بنشینند و در اون مکان به ما بپیوند. من توی ردیف پنجم ، در سمت راست نشستم. راهروی نسبتآ بلندی بین من و صندلی کنار دستیم (که دختر ظریفی با صورت گرد و سفید و موهای خرمائی رنگیه ) فاصله ایجاد کرده و اون با نگاه عمیقی به آن سوی سفینه، فضای تیره و مرموزی که گاهی نسبت به خالی بودنش به یقین میرسیدی خیره شد بود.
به آرامی به طرف من اومد و کمی بطرف جلو خم شد و با همون لبخند همیشگی پرسید اتفاقی افتاده خانم! و من با لبخند، سری به علامت نه تکان دادم. متعجب شد و من این موضوع را از چهره اش فهمیدم بنابراین بسرعت پرسیدم شما میدونید کجا میریم؟ حس کنجکاوی عجیبی ذهنم را قلقلک میده که جز جواب دادن به تمام سئوالاتم درمان دیگه ای نداره. به همین خاطر با سرعت از روی صندلی بلند شدم و به طرف انتهای راهرو، یعنی جایی که مرد مشکی پوش رفته بود، به راه افتادم. چرا که می خوام جواب سئوالاتم را از اون بگیرم.
به پشت سرم یعنی به راهروی تاریک و مرموز سمت چپ نگاه کردم اما ترس یعنی یکی از خصوصیت های بارز بشریت بر من مسلط شد. ابتدا چند قدم به عقب برگشتم اما در نهایت با نگاه کردن به انتهای راهرو نا خودآگاه به داخل آن قدم گذاشتم. هنوز چند قدمی در راهرو جلو نرفته بودم که نسیمی مطبوع و ملایمی همراه با بوی عطری بسیار دلنشین صورتم را نوازش کرد و دوباره همون حس خوشایند...لبخند ملیحی ناخودآگاه بر روی لبهام نشست. حالا کاملآ به پیش رفتن در راهروی مرموز و بی نشان سمت چپ که حقیقتآ معلوم نبود به کجا منتهی میشه ترغیب شدم....صدای فردی از قسمت های انتهایی راهرو به گوش میرسه. در چوبی بزرگی در انتهای راهرو وجود داشت که نور آبی زیبایی از زیر در ساطع میشد و به اطراف در زیبایی خاصی میداد. حالا صداها بلندتر و واضح تر شنیده میشد، اما برای شنیدن بهتر به این احتیاج داشتم که چند قدمی بیشتر به در نزدیک بشم. آروم به سمت در میرم و گوشم رو به اون نزدیک میکنم....اما هیچ صدایی شنیده نمیشه!
|
|
+ نوشته شده در
Mon 27 Aug 2007ساعت 16:23 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام به همه ی دوستان عزیز
اول از همه میخواستم میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر رو به تمام پدرهای عزیز و همچنین روز مرد رو به شهرام عزیز تبریک بگم. همونطور که همه میدونیم چند هفته ی پیش تولد شهرام عزیز بود و به این مناسبت برای شهرام تولد کوچولویی گرفتیم این عکسم که میبینید کیک امسال تولد شهرام بود که براش گرفته بودیم ایشاا.. که خوشش امده باشه
این یکی عکسم که میبینید سلینای عزیزم از سوئد برای شهرام تولد گرفته بود
عکسای زیادی دیگه ای هم هستش که با بچه ها گرفتیم ولی به دلایلی نمیتونیم اونارو بزاریم چون یه جورایی همه موافق نیستن. خوب من یه معذرت خواهی کنم از کیانوش عزیز که دوباره بدون اجازه اپ کردم چون واقعا باز شدن کامنتا خیلی مشکل شده بود. یه خبر راجب البوم ریمیکس شهرام هستش که به گفته ی خود شهرام هنوز اهنگا بطور دقیق انتخاب نشده .و اینکه اهنگ دختر بندری ۲ هم مال این البوم نیستش. و اینکه عکسای جدید از کنسرت دیشب شهرام در تورنتو رسید. مرسی پگاه جون که عکسارو فرستادی شاد و موفق باشید *** خبر مهم *** ویدیو جدید و زیبای "یه ماچ بده" جمعه همین هفته برای اولین بار از شبکه جهانی PEN پخش خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
Sat 28 Jul 2007ساعت 17:24 توسط Mrs Kashani |
|
|
همگی در کنار هم،تک تک بچه ها،بدون هیچ فاصله و دوری...چقدر زیباست وقتی که بچه ها به همراه S.K با هم هستند...ولی یه کم دیره،خیلی بیشتر از یه کم...به تقویمم نگاه می کنم:سال 2007 شده،البته میلادی نه،خورشیدی!!!...چقدر دنیا عوض شده.به دور و برم نگاه می کنم،می خواید بدونید چی می بینم؟یه فضای جدید،خاک جدید،هوای جدید،زندگی جدید....کجاییم؟هر جا هست زمین نیست!یه سیاره ی جدید خارج از منظومه ی شمسی...خوب بعد از این همه سال همه چیز عوض شده....
قضیه اینه که همه ی نوادگان مابه همراه بازمانده ی اصلی نسل "کاشانی" دور هم جمع شدند و با هم توی SK PLANET (سیاره ی SK )زندگی می کنند.روی زمین دیگه یه خلوت و یه جای دنج پیدا نمی شه،برای همین اگر می خوای به یه خلوت برسی میای یه همچین جایی...
خوب حالا چه کسایی اینجا هستند؟ صاحب اصلی این سیاره که از نوادگان شهرام عزیزه،یعنی SK20 ،احتمالا بیستمین نسل،و بقیه یعنی MN (از نسل مینو)،STAR (از نسل ستاره)، MRJ (از نسل مرجان)،Z (از نسل زهرا)،HONEY (از نسل عسل)،SPD (از نسل سپیده)،GZL (از نسل غزاله)،MAH (از نسل مهسا)،Z20 (از نسل خودم)،SPRING (از نسل بهاره)،MZ (از نسل مرضیه)،UN (از نسل یونا)"البته United Nation نیست"،GN (از نسل ژینو)،PGH (از نسل پگاه)،SDF (از نسل صدف)،SARA 1&2 (از نسل ساراها)،SNZ(از نسل ساناز)،MARY (از نسل مریم)، NSH (از نسل نوشین)،NAZI (از نسل نازنین)،SHR(از نسل ساحره)،SHGH(از نسل شقایق)،SD (از نسل سعیده)،PN (از نسل پونه)،NK (از نسل نیکو)،LH (از نسل الهام)،SMN (از نسل ثمین)،LILI (از نسل لیلا)،MNA (از نسل مونا)، TR (از نسل تارا)،ID (از نسل آیدا)،BNZ (از نسل بهناز)، KIA (از نسل کیانوش)،PM (از نسل پیمان)،ASHK (از نسل اشکان)،AM (از نسل امین)،HS (از نسل احسان)، KV (از نسل کاوه) و BBK (از نسل بابک).
همگی با هم هستند،تمام اوقات با هم،ولی خوب طبیعیه که دیگه همه چیز فرق کنه.دیگه خبری از شب و روز و غروب و طلوع زمین خودمون نیست.بهار و پاییز و فصل ها گم شدن.تپیدن قلب ها فقط برای زنده بودنه،نه عاشق بودن...حالا هم که این گروه با هم هستند احتمالا برای اینه که راحتتر می تونن به اون هدف زندگیشون و آرامشی که نیاز دارن برسن.ولی خبری از ثانیه های پر اضطراب که که صدای تپیدن قلب ها به گوش برسه و نفس ها سنگین بشه و چشما جز یه نفر کسی رو نبینه،نیست....همه چیز آروم و در واقع کمی سرده.
SK20 در این دوران نماینده ی صلح و مهربونی توی دنیاست...KIA جزء نوابغ دوران، کاملا وفادار،توی این گروه حضور داره تا در مواردی که نیاز به کمک دارن کمکشون کنه.
خوبی این دوران اینه که همه از گذشته ها با خبرن و فراموشش نمی کنن. چیزی که می بینم اینه:یه چیز شبیه CD توی دستای SK20 ،همگی یه جا دور هم جمع شدن و منتظرن که چیزی رو ببینن...تازه فهمیدم،این یه نمایش کاملا سه بعدی از زمان قدیمه،خیلی قدیم...صحنه های باقی مونده از روزهای نزدیک 16 تیر ماه توی جزیره،آخه مثل اینکه امروز هم برای اونها همون 16 تیر میشه.مناسبت دیدن این نمایش هم همینه...:
مرضیه داره جیغ می زنه و توی ساحل دوون دوون می ره سمت مینو،صورتش برنزه و نفس نفس زنون....مرجان هم اومد و داره با فریاد جسی رو صدا می زنه که بی خیال مرضیه بشه...زهرا هم به دنبالشون تا شاید بتونه کاری کنه که جسی دندونهاشو تا ته توی پای مرجان فرو کنه و دلش خنک شه...مینو که دستش بند جمع کردن کتاب ها و وسایلشه به ستاره می گه بلند شه و به داد مرضیه برسه،ستاره هم که در حال تمرین کردن برای پیغام گذاشتنه تمرینشو کنار می ذاره تا بره کمک... پسرا هم که اصلا نمی گن کسی یه وقت کمکی چیزی بخواد،راحت مشغول والیبال ساحلیند و چند وقت یه بار صدای فریادشون می ره به آسمون... و اما اونطرفتر:بهاره با جیغ می گیره پرت می کنه به سمت سپیده،سپیده با یه جیغ بلندتر می ندازه سمت سارا،سارا روی زمین نگه می داره و غزاله با مشت می کوبه توی سرش ولی مهسا تنها کاری که می کنه اینه که مواظب باشه پیشی بهشون ناخونک نزنه،آخه بوی ماهی تازه پیشی رو وسوسه کرده!!!سارا دومی هم به همراه عسل و یونا و ژینو یه کم اونطرفتر دارن این عملیات ماهی گیری رو انجام میدن و پگاه هم مسئول جمع آوری ماهی ها و اوردن اونها به ساحله...ولی به هر حال با تمام سختی و غیر قابل تحمل بودن گرفتن ماهی ها،کارشون رو تموم کردند. بعد از به هم ریختگی هایی که توی این مدت داشتیم،امروز به خاطر فردا همه جا رو تمیز کرده بودیم و منتظر فردا بودیم که کلی کار داشتیم.یه چیز خوب اینه که ساناز هم اومده،یعنی کیانوش قبل از رفتنش تونست پیداش کنه و به چند نفر سفارش کرد که ساناز رو هم بیارن...چند روز پیش بود که با یه چتر نجات روی جزیره فرود اومد و به جمع ما پیوست....شقایق،ثمین،الهام،لیلا نوشین و نازنین می خوان یه آتیش بزرگ درست کنن قبل از اینکه هوا تاریک بشه...صدف و مرجان هم لطف کردن شام امشب رو به عهده گرفتن...منم که کارهام تموم شده،کنار مینو و ستاره مشغول تعریفیم و از گذشته ها می گیم و از اینکه ستاره منو کشوند توی جزیره...ولی چیزی که یه کم عصبیم می کنه و نمی تونم بی خیالش بشم اینه که هنوز پسرا دارن بازی می کنن و اصلا به این فکر نمی کنن که روز،دیگه داره تموم میشه و اونا هنوز هیچ کاری نکردن...
مینو می گه بچه ها همش می گن چرا از کیانوش خبری نیست؟چرا نرسیده؟چرا...؟آخه هنوز ازش خبری نیست،امیدوارم که نشونه گیریمون خوب بوده باشه و الان کیانوش جای دیگه ای فرود نیومده باشه ...البته احساس می کنم که یه نقطه ی کوچولو روی ماه هست که انگار علامت میده کتاب هام رو بدین!ولی زیاد مطمئن نیستم که کیانوش باشه و حتما به مقصد رسیده... از ستاره خواستم که بره و یه سر بزنه،شاید از کیانوش پیامی اومده باشه،ولی خبری نبود... من و مهسا رفتیم تا با آرامش تمام،خیلی دوستانه و به دور از خشونت به آقایون "یادآوری"کنیم که هنوز سهم کاراشون رو انجام ندادن...بعد از یه عملیات شجاعانه به وسیله ی من و مهسا(برای جمع کردن حدود 100 تا خرچنگ قشنگ با چنگال های خوشگل و قوی از یه قسمت مخصوص توی ساحل)خرچنگ ها رو گذاشتیم توی دو تا کیف،یکی دست مهسا که رفته کنا زمین بازی و کیف رو داد به ساحره و ساحره هم با آرامش منتظره که در کیف رو باز کنه،منم رفتم بالای نخلی که دقیقا خم شده بالای زمین بازی...آماده ایم،حواسشون اصلا به ساحره نیست چون همگی سراشون بالاست و چشمشون به توپه.یه دفعه پیمان که اومد توپ رو بزنه منو دید،منو ساحره هم علامت دادیم و اونا رو خالی کردیم،حالا توپ برگشت پایین و متاسفانه خورد توی پیشونی پیمان و از اون ور هم بارون و سیل خرچنگ همه رو مورد لطف خودش قرار داد.اومدم پایین و برگشتیم پیش بچه ها،حالا امین و بابک و اشکان دارن بالا و پایین می پرن و کاوه و احسان هم به هم کمک می کنن تا همدیگرو پاکسازی کنن و صدای جیغ های پسرونه هم به گوش می رسه... ولی حالا دیگه دخترا حسابی خندیدن و صورتاشون سرخ شده...خدا رو شکر،بالاخره خستگیشون در اومد.
توی افق،خورشید سرخ،روی دریا خورشید سرخ،قلب منم یه خورشید سرخ...ابرای تیکه تیکه دور و بر خورشید جمع شدن و خودشون رو تا آخرین لحظه گرم نگه می دارن... بالاخره اولین ستاره هم درخشید،پر نور و زیبا...حالا خورشید ما شده یه آتیش بزرگ که دورش حلقه زدیم.پسرا که هم خسته از بازی و کار بودن و هم یه کمی روی بدناشون جای نوازشای اون موجودای کوچولو مونده بود،ولو شده بودن و نای حرف زدن هم نداشتن... امشب می خوایم زودتر بخوابیم چون فردا کلی کار داریم.... چیزی که توی این جزیره برای من خیلی خوب و قشنگه آسمون شبشه...برای همین الان اومدم توی خلوت خودم...رفتم روی سنگایی که همیشه می رم.تنها،پای برهنه نشستن روی سنگای خنک توی شب خیلی لذت بخشه...دراز کشیدم روی سنگا و همون طور که منتظر رد شدن یه شهاب پر نور بودم بازم حرفام رو زمزمه کردم.مطمئن بودم که خدا می شنوه،گفتم شاید بخواد تا شهرام عزیزم که اون بالاست هم بشنوه... برگشتم پیش بچه ها...مثل هر شب قبل از خواب آتیش رو خاموش کردیم تا به آسمون نگاه کنیم،به ستاره هاش،شاید یکی از اون نورهای تو آسمون درخشش سفینه ی شهرام جون باشه... حالا که با هم هستیم،وقتی حرفای دلمون رو،رو به آسمون می زنیم،بیشتر امیدواریم به گوش شهرام برسه...
به به،مینو جان بیدار باش داده صبح زود،دیگه ببینید امروز چه روز خوشگل و نازیه که حتی مینو هم از خوابیدن تا ظهر صرف نظر کرده...!تولد ستاره رو هم بهش تبریک گفتیم و هر کدوم هدیه هامون رو دادیم(البته زهرا که هدیشو قبلا داده...)...همه رفتیم و لباسای خوشگلمون رو پوشیدیم،مرتب و خوشحال دور هم جمع شدیم...چه روزیه روز تولد شهرامفقط صدای خنده و خوشحالی...انشالله براش مبارک باشه...ما که همه ی کارا رو کردیم،خودمون رو آماده کردیم و جزیره هم مثل دسته ی گل شده.توی یه دشت پر از گلهای رنگارنگ جمع شدیم...اطراف دشت گل،درختای زیادی هست که از بین این درختا یه رودخونه ی قشنگ می گذره...از اینجا به راحتی می تونیم قله ی کوه رو هم ببینیم و بهش نزدیکیم...غذاهای خوشمزه آماده کردیم و امروز رو فقط بیدار شدیم که خوشحال باشیم...ولی چرا هنوز یه چیزی کمه؟نسیم خنک به صورتامون می خوره و هوا هم عالی تر از همیشس...تازه روی ساحل با 1353 تا گل نوشتیم:Happy Birthday و با 1974 تا گل سرخ نوشتیم:Shahrum ...دیگه چی کار باید میکردیم؟همه دور هم هستیم ولی یه چیزی کمه...این فقط حس من نیست،همه قبول دارن...در واقع چیزی که کمه خیلی مهمه ...انقدر که انگار ما هیچ کاری نکردیم....باارزش ترین قسمت تولد کمه...بازم نگاه می کنم،همه ی کارا انجام شده،ولی...چطور باید خودمونو گول بزنیم؟؟؟خیلی خوب می دونیم که تولد شهرام بدون شهرام نمی شه... با هم قرار گذاشتیم به این قضیه فکر نکنیم چون باید شاد باشیم... رفتم سمت رودخونه،پاهام رو گذاشتم توی آب،...آب زدم به صورتم و فقط خئاستم شاد باشم... الان اون بالا چه خبره؟همه هستن؟امیدوارم به شهرام جونم خوش بگذره و سال جدید زندگیش رو با دل پر از آرامش و شادی شروع کنه... دلامون راضیه چون تمام تلاشمون رو کردیم...بهترین روز بود و به پایان رسید. ـــــــــــــــــــــــــــــــ
نمی دونم چرا همه سر جاهاشون خشک شدن؟!نمایش تموم شده ولی هیچ کس از جاش تکون نمی خوره...انقدر متعجب هستن که حتی بزرگترین کشف عالم هم نمی تونست انقدر اونا رو متعجب کنه...!!!حتما توی دنیای اونا این چیزا فراموش شده...خیلی وحشتناکه،خیلی...
نمی دونم SK20 عزیز چه حسی داره؟بقیه ی بچه ها چطور؟... چند لحظه ی بعد همگی با هم میرن آماده میشن تا برگردن زمین...می گن مقصدشون جزیرس...! حالا همگی اومدن اینجا،توی جزیره ی قشنگمون...راز پیدا کردنش رو فقط SK20 می دونست،برای همین هم بعد از گذشت این همه سال اینجا هنوز دنج باقی مونده و هنوز هم زیباست...چشمای همه از تعجب گرد شده،آخه واقعا جای قشنگیه...ولی سکوت اونجا...بعد از دیدن اون نمایش حالا اونها می تونستن سکوت اونجا رو حس کنن،می دونن جای خیلیا خالیه... نه من اونا رو درک می کنم و نه اونا خاطره ی ما رو...یعنی می تونن بفهمن بعد از اون روز و روزای بعدی چه خبر بوده؟می تونن قسمت های مجهول رو پیدا کنن؟فکر کنم بتونن،ولی اصلا مطمئن نیستم که چیزایی رو که پیدا می کنن درک کنن...هر چقدر بیشتر پیش برن از فهمیدنش دورتر می شن...
حالا که بعد از این همه سال SK20 به همراه بچه های سیاره اومدن اینجا،حتما دیگه اینجا شناسایی می شه،حتما پای غریبه ها به اینجا باز می شه و این چیزیه که SK20 اصلا دوست نداره...شاید سفارشیه که می خواد بهش عمل کنه شایدم خواست خودشه...بعد از اینکه بچه ها برگشتن اون بالا بالاها ،SK20 به همراه KIA ،پایه های جزیره رو منفجر کردنتا این جزیره آروم و بی صدا بره ته اقیانوس و برای همیشه دست نخورده باقی بمونه و پای هیچ غریبه ای به اونجا باز نشه... تنها صدایی که از فرو رفتن جزیره به زیر آب شنیده می شه زمزمه ایه که با خوشحالی میگه:تولدت خیلی مبارک باشه شهرام عزیزم... ـــــــــــــــــــــــــــــــ گذشت زمان،چرخش زمین،رفت و آمد خورشید و ماه و ستارگان و عبور عمر،شاید بتواند گذشته را کمرنگ و احساس را محو کند و یا اینکه پرده از اسرار جهان و کهکشان بردارد،ولی حتی ذره ای یادگار قلب مرا کمرنگ و احساسم را پوچ و توخالی نمی کند و نمی تواند ذره ای از راز قلب من آگاه شود چون تنها صاحب و رازدار قلب من تو هستی.
نویسنده: Z 2
خبر مهم! در روز شنبه, ۷جولای, گردهمايي توسط طرفداران شهرام كاشاني به مناسبت تولد شهرام عزیز در چت روم Yahoo برگزار خواهد شد. براي پيوستن به اين گردهمايي بزرگ, روز شنبه, ساعت ۷ بعد از ظهر به وقت تهران به ایدی پيام بفرستيد تا به چت روم دعوت شويد. |
|
+ نوشته شده در
Thu 5 Jul 2007ساعت 12:44 توسط Mrs Kashani |
|
|
سال 2040 میلادی است(2007+33). خارج از سیاره ی خاکی ما، یک سفینه ی ناشناخته در مدار زمین قرار گرفته، ولی با توجه به پیشرفته بودن آن، سفینه در هیچ راداری مشخص نیست...! سرنشین این سفینه قصد دارد اطلاعاتی راجع به گروهی از زمینی ها به دست اورد. به همین دلیل از زمینی ها معاونی برای خود انتخاب کرده، ماموریت را برای او مشخص کرده و او را به زمین فرستاده و این معاون کسی نیست جز: کیانوش...
او پس از بازگشت به زمین مامور بود که افراد مورد نظر را شناسایی کرده، آنها را دور هم جمع کند و آنها را به یک جزیره ی دوردست (جزیره ی skblog) بفرستد... البته خود او هم باید حضور داشته باشد. حالا ماموریت او انجام شده. همگی افراد مورد نظر در این جزیره دور هم هستند و قرار است که آنجا زندگی کنند. کسی که در آن سفینه است آنها را به وسیله ی دوربینها تحت نظر دارد، ولی هیچکدام از افراد گروه نمی دانند چرا آنجا هستند ؟! و اما وضعیت تک تک بچه ها : چیزهایی که مینو با خودش اورده: یه کارتون دستمال کاغذی ،چون مثل اینکه چند وقتیه از همه چیز و همه کس خستس وتنها جایی که دوست داره، همین جزیرست...ولی خوب گریه کردن آرومش می کنه لابد.در همان حال گریه کردن داره تمرین میکنه:بودن یا نبودن مساله اینست ...آخه قصد داره بازیگر شه... ستاره که مثل اینکه چشم بقیه رو دور دیده این بار یه بطری سرکشیده و حال و روزش زیاد خوب نیست... ولی چیزی که با خودش اوردهیه تلفنه که مدام نشسته و زنگ می زنه و بعد چند لحظه فریاد می زنه :واااااااااای ...آخه چرا رو پیغام گیره؟پس چرا خودت جواب نمی دی؟انقدر زنگ می زنم تا نتیجه بگیرم....ولی واقعا نمی دونم این تلفن توی یه همچین جایی چطور کار می کنه؟؟؟شایدم توهمه....!!! مرجان که با خودش یه کیف اورده و نمی دونم چرا کیفش هی تکون میخوره؟ زهرا که بعد از یه دوران پر از عصبانیت ،حالا دیگه برگشته ،با آرامش ،ولی حالا نگران مامان پریه و دلش واسش تنگ شده... قرار بود ساناز هم توی گروه باشه ولی چون تلفنشون وصل نبوده ،کیا نتونسته ردشو بگیره و اونو کت بسته بیاره توی جزیره... پیمان که هی چند وقت یه بار میاد یه بحثی بین بچه ها راه میندازه و اون وسط یه ابراز علاقه ای هم به ستاره میکنه و بعد می پره پی گشت و گزار توی جزیره.. کیانوش که جالب ترین، مشکوک ترین و عجیب ترین فرده ...اصلا کجاست؟...یه تپه اونجا میبینم....یعنی یه کوه! ولی نه از سنگ،از کتاب...یعنی میشه کیانوش رو اون طرفا پیدا کرد؟...یه لوله می بینم که از بین کتابا اومده بیرون!کتابا داره تکون می خوره...حالا....وای...ریختن...یکی اومد بیرون!بله کیانوشه..... تقریبا کبود شده! اون لوله هم واسه نفس کشیدنشه. یه lap top هم گذاشته اونجا که هر چند وقت ،اگه شد یه گزارشی بفرسته... همینطور که سرم به کار خودم گرم بود صدای جیغ مرجان بلند شد....!!!در کیفش باز بود...خودشو دیدم...وای نه...جسیکا گازش گرفته!آ ب و هوای اینجا بهش نمیسازه...تازه فهمیدم که توی کیفش چی بود... یعنی پیشی جسی رو دوست داره؟ بچه ها هم همه می ریزن روی سر کیا تا ازش اعتراف بگیرن.دیگه قضیه روشن شد. هنوزم زیر آبیم.نمی دونم چند وقته ولی بازم تلاش می کنیمکه یه جوابی از اون بالا بالاها بگیریم،ولی مثل اینکه شهرام تنها جایی که برای فرود انتخاب کرده که بیاد پیش آدما (آدما از فرشته ها بالاترن،شهرام از آدما)جاییست به نام LA . نویسنده: Z 2 *** پیام تسلیت *** در گذشت مهستی, بانوی آواز ایران را به تمام ایرانیان عزیز, به ویژه جامعه بزرگ هنری تسلیت میگوییم. روحش شاد و یادش گرامی باد. |
|
+ نوشته شده در
Fri 22 Jun 2007ساعت 1:13 توسط Mrs Kashani |
|
|
داغ! داغ! داغ!!!
شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Fri 8 Jun 2007ساعت 1:27 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام میکنم خدمت تمام دوستان عزیز
همون طور که همتون میدونید, شهرام كاشاني عزيز به زودي آلبوم تازه اي را عرضه خواهد كرد, تحت عنوان"SK The Greates Hits". اين مجموعه گلچيني از بهترين آهنگ هاي شهرام خواهد بود كه به صورت ReMix وارد بازار خواهد شد. ReMix آهنگ ها را کامرون کارتیو به عهده خواهد داشت. تا کنون تعداد زيادي از آهنگ ها ReMix شده, ولي خبر خوش تر اينكه شهرام عزيز قصد داره نظرات شما رو قبل از انتخاب آهنگ ها بدونه. در نتيجه, از همه شما عزيزان تقاضا داريم كه آهنگ هاي مورد علاقه خودتون رو به من ايميل كنيد تا من اسامي آهنگ هاي درخواستي رو براي شهرام عزيز بفرستم.
3 موزيك ويديو جديد نيز در حال ساخت ميباشد كه كارگرداني دو ويديو ("از تو نمیشه گدشت" و "یه ماچ بده") به عهده الک کارتیو و ويديو ديگر "دیوونم کردی" از شركت elan خواهد بود. همچنين شهرام عزيز ما در حال تهيه آلبوم اول شهرام فرشيد عزيز هستش كه به زودي اطلاعات بيشتري در مورد اين آلبوم از زبان خود شهرام فرشيد عزيز, از همين وبلاگ گفته خواهد شد. ... و در آخر, چندين والپيپر زيبا! والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 والپیپر 7 والپیپر 8 والپیپر 9 والپیپر 10 شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Sat 19 May 2007ساعت 2:26 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلامي بهاري دارم خدمت تمام دوستان عزيز
نوروز باستان رو به تك تك شما عزيزان تبريك ميگم. اميد است كه سال خوبي رو پشت سر گذاشته باشيد, و سال جديد, سالي باشه سرشار از خوشي, سلامتي, و پيروزي براي يكايك شما دوستان عزيز.
براي شنيدن پيام تبريك شهرام كاشاني در خصوص نوروز, بر روی يكي از دو لينك زير كليك كنيد: همچنين, شهرام عزيز ما اخیرا گفتگوي كوتاهي با بهزاد بلور از BBC Persian داشته...
...كه براي خوندن اين مصاحبه كوتاه, ميتونيد بر روي اینجا كليك كنيد. صحبت از مصاحبه شد, براي دانلود مصاحبه اخيري كه با شهرام عزيز داشتم, بر روي يكي از دو لينك زير كليك كنيد. اميد به اين كه اين بار همه شما عزيزان, اين مصاحبه رو به راحتي دانلود كنيد. در آخر, يك بار ديگر فرا رسيدن نوروز رو به همه شما تبريك ميگم. شاد و خوشحال باشید
|
|
+ نوشته شده در
Mon 19 Mar 2007ساعت 15:23 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت تمام دوستان عزيز
تصوير زيبايي كه در زير مشاهده ميكنيد, لوگوی جديد شهرام عزيزه كه به تازگي و به صورت اختصاصي براي شهرام جان ساخته شده...
...و حالا بدون هيچ گونه معطلي بريم سراغ سورپرايزي كه قولشو داده بودم, و اون هم چيزي نيست جز يك مصاحبه داغ و اختصاصي با شهرام كاشاني. براي دانلود فايل صوتي اين مصاحبه داغ داغ, بر روي اینجا كليك كنيد. و يك خبر داغ تر اينكه از حدود يك ماه ديگه, قسمت جديدي به اين وبلاگ اضافه خواهد شد, تحت عنوان "پنج سوال با شهرام كاشاني". شما دوستان از هم اكنون ميتونيد سوال هاي پيشنهادي خودتون رو براي من ايميل كنيد. 5 سوال از بهترين ها انتخاب ميشه و هر ماه در قالب يك مصاحبه, به شما عزيزان ارائه خواهد شد. سعي كنيد در انتخاب سوال از ابتكار خودتون استفاده كنيد و تا ميتونيد از سوال هاي كليشه يي پرهيز كنيد. و در آخر, چند والپيپر زيبا! والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 منتظر آپ ويژه نوروزي باشيد |
|
+ نوشته شده در
Fri 16 Mar 2007ساعت 0:49 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم به تمام دوستان عزيزم
از امروز با طراحي جديد كه دوست عزيزم, رامين, زحمت اونو كشيده در خدمتتون هستيم.
منتظر يك آپ جديد به همراه يك سورپرايز بزرگ در هفته آينده باشيد... |
|
+ نوشته شده در
Thu 1 Mar 2007ساعت 15:14 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت تمام دوستان عزيز
خوشحالم كه مجددا افتخاري نصيب من شد كه در خدمتتون باشم. به هر صورت مشغله هاي زياد درسي و كاري با هم باعث ميشه كه ما هر از گاهي غيبت هاي دراز مدتي داشته باشيم. ولي اينو بدونيد که دل من هميشه با شماست و هيچ وقت حاضر نيستم كه اين ارتباط داغ و صميمي رو با هيچ كدوم از شما از دست بدم.
از شهرام كاشاني عزيز هم خبر زيادي در دسترس نيست. در اين مدت, شهرام عزيزمون به اجراي كنسرت و تبليغ براي آلبوم جديد مشغول بود. موزيك ويديو بعدي از آلبوم بسيار زيباي "Game Over" هم ترانه "التماس" هستش كه ميدونم خيلي از شماها منتظرش بوديد. اين موزيك ويديو, به زودي در سرتاسر جهان, پخش خواهد شد. در ضمن, لاين لباس 2Remember با همكاري شهرام كاشاني و بابك وثوقي, و مديريت مريم هوشور, به زودي آغاز به كار خواهد كرد.
براي گرفتن اطلاعات بيشتر, ميتونيد به وبلاگ SK-Party سري بزنيد. همينطور, كاتالوگ لباس هاي زيباي اين لاين پوشاک نو پا رو هم اكنون از طريق اين وبلاگ, دانلود و مشاهده كنيد: موضوع ديگري كه دوست داشتم بهش بپردازم, آهنگ "ديوونم كردي" هستش. همونطور كه شايد بعضي از شما عزيزان تا به حال متوجه شده باشيد, اخيرا اين آهنگ با صداي يكي از خواننده هاي جديد از بعضي از شبكه هاي فارسي زبان پخش ميشه. قضيه از اين قراره كه شهرام فرشيد در ابتدا اين آهنگ رو براي اين خواننده ساكن دبي ساخته بوده كه به دلايلي اين خواننده عزيز از خوندنش منصرف ميشه و شهرام فرشید هم این آهنگ رو به شهرام کاشانی میده. اما بعد از اجراي داغ شهرام عزيز, این خواننده تازه کار تصميم ميگيره كه اين آهنگ رو اجرا كنه, بدون اجازه! اسم اين اين خواننده هم اعلام نميكنم, چون اهميتي نداره!!! صحبت از شهرام فرشيد عزيز شد, قراره كه مصاحبه ي كاملي با ايشون داشته باشم كه تاريخش به زودي اعلام ميشه. ... و در آخر, چند والپيپر زيبا! والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Sat 20 Jan 2007ساعت 19:26 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت تمام دوستان گلم
ويديو داغ و جديد "گل يخ" رو هم اكنون ميتونيد با Right Click بر روي اینجا و انتخاب Save Target As دانلود كنيد. همچنين اين ويديو در قسمت Updates در SK-TV قابل مشاهده ميباشد.
در اين ويديو, شهرام عزيز نقش يك رواني رو بازي ميكنه كه در نوع خودش ايده كاملا جديدي در موزيك ويديو هاي ايراني محسوب ميشه. گرچه به خاطر اين موضوع و محتويات جديد, ويديو "گل يخ" قطعا منتقدان زيادي به همراه خواهد داشت, ولي به مرور زمان, اين سبك در بين مردم جا خواهد افتاد و حتي ديگر خوانندگان نيز, در يك مقطع زماني به پيروي از اين سبك خواهند پرداخت. به عنوان مثال, زماني كه شهرام كاشاني در موزيك ويديوهاي آلبوم "رنگ عشق" از چندين رقصنده و مدل سكسي استفاده كرد, جو منفي بر عليه او در لس انجلس به وجود آمد تا جايي كه شايعه دروغین شلاق زدن او در يكي از مساجد ايراني LA بحث داغ آن روز ها شده بود. اما حال ميبينيم كه خواننده اي نظير منصور كه هميشه در ساخت موزيك ويديو نوآوري داشته, در موزيك ويديو جديد خود "داد و بيداد" از سبكی استفاده كرده كه شهرام كاشاني سال ها پيش در ويديوهاي "يادم نميره" و "دختر بندري" استفاده كرده بود. شاد و خوشحال باشید *** پیام تسلیت *** درگذشت ناصر عبداللهی, خواننده موسيقي پاپ ايراني را به خانواده محترم ايشان و جامعه بزرگ هنري ايران تسليت ميگوييم. روحش شاد و يادش گرامي باد. |
|
+ نوشته شده در
Wed 6 Dec 2006ساعت 19:55 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت تمام دوستان عزيز
خب خوشحاليم از اينكه همه شما عزيزان از آلبوم "Game Over" كاملا راضي هستيد. اين رو ميشه از عكس العمل هاي كاملا مثبت و انرژي زاي شما در قسمت نظرات ديد. همچنين جا داره كه از همه شما يك تشكر ويژه هم داشته باشم به خاطر ثبت بيش از 500 نظر كه ركورد جديدي در تاريخ اين وبلاگ و تمام وبلاگ هاي خوانندگان ايراني محسوب ميشه. اين نكته رو اضافه ميكنم كه كامنت شماره 500 به نام ساحره عزيز ثبت شد.
عكسي كه در بالا ميبينيد, از سايت جديد شهرام کاشانی برداشتم. جا داره كه به غزال عزيز يك "خسته نباشي" بگيم به خاطر اين همه ذوق و سليقه. در عين حال, ازش يك گلايه بزرگ هم دارم كه هنوز در زمينه گذاشتن عكس ها و كارهاي شما طرفداران عزيز بر روی سایت, با من هيچ گونه همكاري نكرده. صحبت از گلايه شد, يك گلايه بزرگتر از مسئولين سايت EWorldRecords دارم كه بهترين آلبوم سال, "Game Over" رو اینقدر دیر برای فروش قرار دادند. این دیرکرد قطعا اثر بدی در جدول فروش برای شهرام عزیز خواهد داشت. عزيزاني كه مايل هستن آلبوم رو به صورت آنلاين خريداري كنند, ميتونن بر روي اینجا كليك كنند. برنامه های آینده... قصد دارم كه 3 مصاحبه كاملا اختصاصی با شهرام فرشيد, اندي جي, و شهرام كاشاني عزيز, در رابطه با آلبوم "بازي تمومه" داشته باشم. همچنين ويديو "گل يخ" رو, به محض بيرون اومدن بر روي اين وبلاگ و SK-TV قرار خواهم داد. ... و در آخر, چند والپيپر زيبا! والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید *** پیام تسلیت *** در گذشت بابک بیات, آهنگساز و ترانه سراي قديمي و بزرگ را به خانواده محترم ايشان و جامعه بزرگ هنري ايران تسليت ميگوييم. روحش شاد و يادش گرامي باد. |
|
+ نوشته شده در
Mon 27 Nov 2006ساعت 0:6 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت تمام دوستان عزيز اول از همه سپاس گزارم به خاطر تبريك گفتن تولد وبلاگ, چه از طريق ايميل و چه از طريق قسمت نظرات. من هم از تك تك شما عزيزان تشكر ميكنم كه در طول اين يك سال اخير همه جوره حمايت كردين و تونستيم با كمك هم ديگه, پر قدرتمندترين پايگاه طرفداري رو براي شهرام كاشاني به وجود بياريم.
همين طور, همه با هم يك قدرداني ويژه از شهرام عزيز داريم كه هميشه به در خواست طرفداراش احترام گذاشته و اگر حضور او نبود, اين محيط دوستانه و قدرتمند هيچ وقت به وجود نميومد. براي شنيدن پيام تبريك شهرام كاشاني, به خاطر تولد وبلاگ, بر روي اینجا كليك كنيد. و حالا يك خبر بسيار خوشحال كننده كه بالاخره و بعد از مدت ها انتظار, آلبوم داغ و جنجالي "بازي تمومه" به بازار آمد.
به عنوان يكي از كساني كه افتخار شنيدن اين آلبوم رو داشته, اين نظر رو با قاطعيت تمام اعلام ميكنم كه "بازي تمومه" بهترين آلبومي هستش كه در اين يك سال اخير پخش شده. آلبومي كه نه تنها طرفداران شهرام كاشاني رو, بلكه بسياري از مردم از سنين مختلف رو اون قدر راضي ميكنه كه قطعا طيف جديدي از طرفداران رو براي شهرام عزيز به وجود خواهد آورد.
شهرام كاشاني كه با "رنگ عشق" به اوج كار هنري خود رسيد, با "Game Over" به قله جديد ي از زندگي هنري خود ميرسه كه از او ميتونه يك اسطوره جديد بسازه. در حقيقت پايان اين بازي, آغازي جديد و قدرتمند در زندگي هنري شهرام خواهد بود. براي شنيدن نمونه يي از آهنگ هاي اين آلبوم جاودانه, به صفحه شخصي شهرام کاشانی در سايت MySpace, سري بزنيد. همچنين با عضويت در اين سايت, ميتونيد با شهرام كاشاني عزيز, به صورت مستقيم در ارتباط باشيد. ... و در آخر, چند والپيپر زيبا! والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید *** ویدیو جدید *** برای دانلود ويديو جديد و داغ "عشق به من نيومده" بر روي اینجا Right Click و بعد Save Target As را انتخاب كنيد. همچنين اين ويديو هم اكنون بر روي SK-TV, قسمت Updates, قابل مشاهده ميباشد.
*** مصاحبه رادیویی *** شهرام کاشانی اخيرا با رادیو جوان گفتگويي داشته. براي شنيدن اين مصاحبه, بر روي اینجا كليك كنيد. |
|
+ نوشته شده در
Sun 12 Nov 2006ساعت 21:21 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه شما دوستان عزيز
تصويري كه در زير مشاهده ميكنيد, اخيرا بر روي صفحه شخصي شهرام كاشاني گذاشته شده. حالا اينكه آيا اين تصوير قراره كه كاور جديد آلبوم باشه يا نه, هنوز معلوم نيست. با توجه به اينكه اين بار DVD در كار نخواهد بود, خيلي بعيد به نظر ميرسه كه اين كاور آلبوم باشه, به هر حال, منتظر ميمونيم.
همينطور ويديو جديد و داغ "تو كي هستي؟" رو هم اكنون ميتونيد با Right Click بر روي اينجا و انتخاب "Save Target As" دانلود كنيد. همچنين اين ويديو در قسمت Updates بر روي SK-TV هم قابل مشاهده ميباشد. اين نكته رو اضافه ميكنم كه شهرام عزيز, روز 25 نوامبر در سن ديگو كنسرت خواهد داشت. براي مشاهده پوستر اين كنسرت, بر روي اینجا كليك كنيد. ... و در آخر چند والپيپر زيبا! والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 شاد و خوشحال باشيد *** آپ ويژه به مناسبت تولد يك سالگي اين وبلاگ و بيرون اومدن آلبوم... به زودي*** |
|
+ نوشته شده در
Tue 31 Oct 2006ساعت 23:34 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت دوستان عزيز
تصويري كه در زير مشاهده ميكنيد, كاور داغ آلبوم جنجالي "Game Over" هستش كه براي اولين بار بر روي اين وبلاگ ميبينيد.
همچنين اسم آهنگ ها, به ترتيب زير خواهد بود: ۱) التماس ۲) ديوونم كردي ۳) گل يخ ۴) تو كي هستي؟ ۵) بازي تمومه ۶) از تو نميشه گذشت ۷) يه ماچ بده ۸) عشق به من نيومده آلبوم "Game Over" تا آخر ماه اكتبر به بازار مياد. براي دوستان عزيزي كه در ايران زندگي ميكنند و مايل به داشتن آلبوم اوريجينال هستن, ميتونن با شماره تلفن ۰۰۹۰۵۳۸۳۸۸۵۶۱۹ تماس بگيرند. به زودي هم, تمام عزيزان در سر تا سر دنيا, ميتونن آلبوم رو از سايت EWorldRecords به صورت آنلاين سفارش بدند. در ضمن, براي خوندن اولين مطلب تحليلی راجب اين آلبوم, ميتونين بر روي اینجا كليك كنيد. ... و در آخر, چند والپيپر زيبا! والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید
|
|
+ نوشته شده در
Tue 10 Oct 2006ساعت 21:31 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه شما دوستان عزيز
امروز قصد دارم كه به طور كاملا واضح دليل اصلي دير بيرون اومدن آلبوم "Game Over" به همه شما عزيزان توضيح بدم. اميد به اين كه اين توضيحات بتونه خيلي مسائل رو براي شما طرفداران عزيز روشن كنه.
در پي درگيري كه بين خانم هنگامه و شركت آونگ به وجود مياد, خانم هنگامه تصميم ميگيره كه پخش آلبوم جديد خود رو به شركت ترانه واگذار كنه. شركت ترانه هم اين اتفاق رو بهترين فرصت ميبينه تا يكي ديگه از خواننده هاي موفق ايراني رو به جمع خودش اضافه كنه, و براي راضي كردن هر چه بيشتر خانم هنگامه, تصميم ميگيره كه نوبت پخش آلبوم "Game Over" رو به آلبوم جديد خانم هنگامه بده. در حاليكه شهرام عزيز ما سياست سكوت رو در پيش گرفته, من اين رو وظيفه خودم دونستم كه با آگاه كردن شما عزيزان, زمينه اعتراض به اين تصميم شتاب زده شركت ترانه رو به وجود بياريم. درسته كه اعتراض ما تغييري در تاريخ بيرون اومدن آلبوم به وجود نمياره, ولي حداقل مسوولان شركت ترانه رو آگاه ميكنه كه هيچ چيز پنهان نميمونه. شما عزيزان ميتونيد اعتراض خود رو, بدون هيچ گونه توهين يا حرف ناشايست, با ايميل زدن به اين شركت, زنگ زدن به شو تلويزيوني ترانه, يا در قسمت نظرات همين وبلاگ اعلام كنيد. شاد و خوشحال باشید *** پیام شهرام کاشانی در این مورد *** Salam azizanam manmnoon az enke hamesheh movazebeh man hasted . |
|
+ نوشته شده در
Wed 20 Sep 2006ساعت 19:3 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز
اول يك خبر بد كه بيرون اومدن آلبوم "Game Over" از هفته دوم سپتامبر به اواخر سپتامبر موكول شده. اين تصميم توسط شركت ترانه گرفته شده و دليل اون بيرون اومدن چند آلبوم ديگه به طور هم زمان هستش و شركت نميخواد كه اختلالي در فروش آلبوم ها به وجود بياد.
يك خبر خوش هم اينكه, ويديو جديد آلبوم "بازي تمومه" به نام "تو كي هستي؟" تا 2 هفته ديگه از شبكه هاي فارسي زبان و SK-TV پخش میشه. تيزر اين ويديو جديد در آپ قبلي در دسترس است. همچنين اسم بقيه آهنگ ها در آپ بعدي, از همينجا اعلام ميشه. در آخر, چند والپيپر زيبا رو با هم ميبينيم: والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید ***نکته مهم*** قسمت نظرات اين وبلاگ, محيطي آزاد براي نظر دادن ميباشد. (تا جايي كه به كسي توهين نشه) از دوستان عزيز خواهش ميكنم كه از طرز نوشتن ديگران ايرادي نگيرند. هر كس, هر طور كه راحته ميتونه در اين وبلاگ نظرشو بنوسه. فقط نظراتي كه داراي كلمات ناشايست باشه, حذف ميشه. |
|
+ نوشته شده در
Sat 2 Sep 2006ساعت 21:32 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت دوستان عزيز
آلبوم داغ و جنجالي "Game Over" از هفته دوم سپتامبر در سر تا سر جهان! هم اكنون, تيزر تبليغاتي جديد اين آلبوم رو با كليك كردن بر اینجا دانلود كنيد.
همين طور در روز 25 آگست, شهرام كاشاني به همراه مهسا عزيز در Avalon Hollywood كنسرت خواهند داشت. پوستر تبليغاتي اين كنسرت با شكوه در بالا قابل مشاهده ميباشد. شاد و خوشحال باشید *** نكته مهم *** شهرام كاشاني در روز 18 نوامبر 2006 با منصور كنسرتي نخواهد داشت. از دوستان عزيز خواهش ميكنم كه از نوشتن اخباري كه در مورد اون مطمئن نيستن, جدا خودداري كنند. خبر مهم! در روز جمعه, ۳ شهریور گردهمايی توسط طرفداران شهرام كاشانی در چت روم Yahoo برگزار خواهد شد. برای پيوستن به اين گردهمايی بزرگ, روز جمعه, ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت تهران به يكی از ۲ آی دی ... پيام بفرستيد تا به چت روم دعوت شويد. |
|
+ نوشته شده در
Tue 22 Aug 2006ساعت 0:19 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز
با نزديك شدن به ماه سپتامبر, تب و تاب همه ما براي آلبوم جديد شهرام كاشاني به حد اكثر رسيده و تقريبا صبر همه تموم شده. پس امروز با آخرين خبر ها از اين آلبوم جنجالي در خدمتتون هستم, به اميد اينكه اين اخبار بتونه كمي به صبر شما عزيزان اضافه كنه.
آلبوم "بازي تمومه" در هفته دوم سپتامبر به بازار مياد. اين آلبوم كه توسط شركت ترانه پخش ميشه, داراي 8 ترانه و آهنگ جديد هستش. تمام ترانه ها و آهنگ ها توسط شهرام فرشيد نوشته و ساخته شده, تنظيم آهنگ ها از اندي جي هستش. در مورد ويديو ها, تا به حال همه آهنگ ها ويديو شده, 4 ويديو توسط elan Productions و 4 ويديو ديگه توسط راوي عزيز ساخته شده. و حالا بريم سراغ يه سري خبر نه چندان خوشايند اول اينكه اين آلبوم اين بار بدون DVD به بازار مياد. دليلش هم اينكه شهرام دوست داره ويديو ها رو به مرور زماني به معرض نمايش بذاره چون اين بار, بر خلاف هميشه, ويديو ها يك خط داستاني رو طي ميكنن كه هر بار بيننده رو سورپرايز ميكنه. در ضمن اين نكته رو همينجا اضافه ميكنم كه آهنگ "بازي تمومه" تنها آهنگ آروم اين آلبوم هستش و بقيه آهنگ ها داراي ريتم تند و شاد هستند.
***نكته مهم*** طي آخرين مكالمه تلفني كه با شهرام عزيز داشتم, شهرام از من خواست كه از همين جا اعلام كنم كه شهرام كاشاني از اين به بعد به ايميلها جواب نميده. به دليل سواستفاده هايي كه از جواب هاي شخصي شهرام عزيز شده, مثل كپي پيست كردن ايميل ها در قسمت كامنت ها يا وبلاگ هاي ديگه, اين تصميم گرفته شده. البته همه شما عزيزان هنوز ميتونيد براي شهرام ايميل بزنيد. مطمئن باشيد كه همه ايميل ها خونده ميشه, ولي از اين به بعد مثل گذشته انتظار جواب نداشته باشيد. اگر هم سوالي از شهرام داريد, ميتونيد در قسمت كامنت ها اونو مطرح كنيد. شهرام همه كامنت ها رو ميخونه و جواب هاي ضروري از طريق همين وبلاگ اعلام ميشه. اميدوارم همه شما شرايط شهرام رو درك كنيد و مثل هميشه به تصميمي كه گرفته, احترام بذاريد. ***دعوت همگاني*** همچنين در وبسايت جديد شهرام کاشانی كه با بيرون اومدن آلبوم شروع به كار ميكنه, شهرام قسمت جديدي رو اضافه خواهد كرد كه آلبوم عكسي از شما طرفداران عزيز خواهد بود. عزيزاني كه دوست دارن در اين آلبوم جايي داشته باشن, عكس هاشونو به ايميل وبلاگ بفرستند. اين كار قبلا به مرجان عزيز سپرده شده بود كه ازش تشكر ميكنم اگه تا به حال عكسي جمع كرده و ازش خواهش ميكنم كه عكس ها رو هر چه زود تر براي من بفرسته. قبل از تموم كردن اين مطلب, اين نكته رو بايد اضافه كنم كه SK-Blog وبلاگ رسمي شهرام كاشاني هستش. از دوستاني كه اين وبلاگ رو با اسم من" كيانوش" لينك كردند, خواهش ميكنم كه نام لينك رو به "وبلاگ شهرام كاشاني" تغيير بدند. و در آخر, چند والپيپر زيبا... والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Fri 18 Aug 2006ساعت 2:1 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت تمامي شما دوستان عزيز..
هم اكنون ويديو جنجالي "بازي تمومه" بر روي صفحه اول SK-TV قابل مشاهده ميباشد
همچنين براي اولين بار ميتونيد اين ويديو زيبا رو با كليك كردن بر روي اینجا دانلود كنيد. "بازي تمومه" توسط شهرام فرشيد نوشته و ساخته شده. اندي جي اين آهنگ رو تنظيم كرده و ويديو اون توسط كاوه نيكپور, داريوش درخشنده, و دريا گل كارگرداني شده است. و در آخر, چند والپيپر زيبا رو با هم ميبينيم: والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 والپیپر 7 والپیپر 8 والپیپر 9 والپیپر 10 منتظر اخبار داغ از آلبوم جنجالي "بازي تمومه" باشيد |
|
+ نوشته شده در
Wed 9 Aug 2006ساعت 13:41 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام میکنم خدمت همه ی دوستان عزیز ...
بهترین فرصت دیدم به مناسبت روز پدر امشب بلاگ اپ کنم. منم به نوبه ی خودم روز پدر رو به تمامی پدرای گل ایرونی تبریک میگم مخصوصا شهرام عزیز <البته هنوز پدر نشده این گلهای خوشگلم تقدیم میکنم به همه ی پدرای دوست داشتنی و دوباره روز پدر رو به همشون تبریک میگم. . دوباره یه معذرت خواهی میکنم از کیانوش عزیز که بازم بدون اجازش اپ کردم و هم از بقیه ی بچه ها. شاد و موفق باشید. |
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Aug 2006ساعت 15:17 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام میکنم خدمت همه ی دوستان عزیز....
طبق اخرین خبری که از شهرام دارم ویدئو جدید و جنجالی Game Over همین چهارشنبه یا پنجشنبه از کانال طپش یا پن نشون داده میشه. به زودی منتظر دیدن این ویدئو از SK-TV هم باشید. مطلب مهم دیگه اینکه من از تمام شما دوستای خوبم خواهش میکنم که راجب خواننده های دیگه حرفی نزنید . اگه هم چیزی خواستید بگید خواهشا توهین نکنید. من معذرت خواهی میکنم از کیانوش عزیز که دوباره بدون اجازش اپ کردم. شاد و موفق باشید. |
|
+ نوشته شده در
Fri 28 Jul 2006ساعت 14:50 توسط Mrs Kashani |
|
|
*** اخبار داغ ***
موزيك ويديو "بازي تمومه", به عنوان اولين ويديو آلبوم "بازي تمومه", به زودي از SK-TV و شبكه هاي فارسي زبان سر تا سر جهان! شهرام كاشاني عزيز در تاريخ هاي 13 (به همراه شهريار) و 20 (به همراه شهياد و امرا) آگست در آنتاليا (Club White Zone) كنسرت خواهند داشت. همچنين, ضبط آلبوم "بازي تمومه" در كمتر از 2 هفته به پايان ميرسه و تا به حال 5 موزيك ويديو براي اين آلبوم ضبط شده. اما اينكه اين آلبوم با DVD به بازار بياد يا نه, هنوز تصميم گرفته نشده. در آخر اين مژده رو بهتون ميدم كه منتظر عكس هايي جالب و ديدني از اين آلبوم باشيد. *** نكته مهم *** اخيرا در بعضي از وبلاگ هاي طرفدار منصور شايعه شده بود كه شهرام عزيز ما, اسم آلبوم جديد رو از روي اسم آلبوم بعدی منصور برداشت كرده. به گفته اين عزيزان, منصور عزيز قرار بوده كه آلبوم بعدي خود رو با اسم "بازي" وارد بازار كنه كه با منتشر شدن اسم آلبوم "بازي تمومه", منصور هم تصميم ميگيره كه اسم آلبوم خودش رو عوض كنه. برداشت اين نويسندگان محترم به اين صورت كه شهرام كاشاني سعي داشته با انتخاب اسم "بازي تمومه", به نوعي كار منصور رو خراب كنه. ضمن رد كامل اين شايعه, از طرف خودم, شهرام كاشاني و حتي خود منصور, براي اين دوستان اظهار تاسف ميكنم. اميدوارم كه از اين به بعد با دلايل خوبي به شايعه پراكني ادامه بدند. نه بدون هيچ گونه دليل و مدرك و منطق! ... و بعد از مدت ها انتظار...
مصاحبه اختصاصی با شهرام کاشانی... شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Mon 17 Jul 2006ساعت 19:58 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام میکنم خدمت همه ی دوستان عزیز ...
منم به نوبه ی خودم روز مادر و روز زن را به تمامی مادرای گل ایرونی تبریک میگم مخصوصا انا جون و هایده خانوم گل. امیدوارم که سایه ی همه مادرای گل بالای سر خانوادهاشون باشه. این گل خوشگلم تقدیم میکنم به همه ی مادرای گل و دوباره روز مادر را به همشون تبریک میگم.
یه معذرت خواهی هم کنم هم از کیانوش هم از بقیه بچه ها. شاد و موفق باشید. |
|
+ نوشته شده در
Sun 16 Jul 2006ساعت 11:20 توسط Mrs Kashani |
|
برای دیدن تیزر تبلیغاتی "Game Over" بر روی اینجا کلیک کنید. والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 والپیپر 7 والپیپر 8 والپیپر 9 والپیپر 10
اطلاعیه مهم: در روز جمعه ۷ جولای, برابر با ۱۶ تیر سومین گردهمايي توسط طرفداران شهرام كاشاني, به مناسبت تولد شهرام عزیز, در چت روم Yahoo برگزار خواهد شد. براي پيوستن به اين گردهمايي بزرگ, روز جمعه به آي دي: one_boy_siavash پيام بفرستيد تا به چت روم (پارتی) دعوت شويد. |
|
+ نوشته شده در
Sat 3 Jun 2006ساعت 1:17 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام میکنم خدمت همه دوستان عزیز ...
اول از همه باید معذرت خواهی کنم از کیا به خاطر اینکه بدون اجازش اپ کردم . چون تعداد کامنتا خیلی بالا رفته بود و باز شدنش خیلی مشکل بود و با کات کردنم چیزی حل نشد . ولی کیا جان حتما تو اپ بعدی این قسمت رو کات کن. دوم هم یه تشکر کنم از همه ی بچه ها با اینکه هنوز این مصاحبه گذاشته نشده ولی همچنان منتظر این مصاحبه ی جنجالی هستند. اینم بگم که فعلا هیچ خبر جدید نه از شهرام دارم نه از کیانوش . ولی هر جا هستند موفق باشند . بازم معذرت خواهی میکنم هم از کیانوش هم از تمام بچه ها . مرسی از همه شاد و موفق باشید . |
|
+ نوشته شده در
Sun 14 May 2006ساعت 2:57 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز
شهرام كاشاني عزيز رسما اسم آلبوم جديد خودش رو اعلام كرد. اسم آلبوم جديد هست: "Game Over" يا "بازي تمومه" كه شامل 8 ترانه و آهنگ ميشه و در ماه آگست به بازار مياد. همون طور كه قبلا اشاره كرديم, اكثر آهنگ ها و شعر ها از شهرام فرشيد عزيز خواهد بود و تمام آهنگ ها به وسيله اندي جي تنظيم شده. از نكات جالب اينكه در يكي از آهنگ ها, شهرام عزيز با مهسا همخواني كرده. همچنين اين وبلاگ تا آخر اين هفته به طور كامل آپ ميشه و كار خودشو با قدرت بيشتر ادامه ميده. در آخر به اين نكته اشاره بايد كرد كه در راي گيري كه براي كاور مجله تهران بين شهرام كاشاني, اندي, و منصور برگزار شد, شهرام عزيز با كسب بيشترين آرا اول شد. در پي اين موضوع, شهرام از من خواست كه از تك تك شما عزيزان براي اين حمايت گسترده تشكر كنم. بچه ها متشكريم شاد و خوشحال باشید
|
|
+ نوشته شده در
Sat 22 Apr 2006ساعت 20:39 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز..
من, همينجا رسما از همه شما طرفداران عزيز عذر خواهي ميكنم به خاطر اينكه نتونستم به قول هاي داده شده عمل كنم و تشكر بسيار زياد كه ما رو تنها نذاشتين. به دليل حجم درسي بالا و شروع شدن امتحان هاي پايان ترم, من تا 1 ماه از خدمت شما عزيزان مرخص ميشم. اگر در اين مدت خبر خاصي از شهرام به دستم رسيد, شما رو هم خبردار ميكنم. همچنين سعي دارم كه با گرفتن اجازه از شهرام عزيز, تمام كنسرت ونكوور رو براتون بذارم. مصاحبه هم 100٪ بعد از اين يك ماه بر روي وبلاگ گذاشته خواهد شد. والپيپر 1 والپيپر 2 والپيپر 3 والپيپر 4 والپيپر 5 والپيپر 6 والپيپر 7 والپيپر 8 والپيپر 9 والپيپر 10 والپيپر 11 والپيپر 12 شاد و خوشحال باشيد خبر مهم! در روز جمعه, 21 اوريل,برابر با 1 ارديبهشت دومین گردهمايي توسط طرفداران شهرام كاشاني در چت روم Yahoo برگزار خواهد شد. براي پيوستن به اين گردهمايي بزرگ, روز جمعه, ساعت 2 بعد از ظهر به وقت تهران به يكي از 3 آي دي: ............. پيام بفرستيد تا به چت روم دعوت شويد.
|
|
+ نوشته شده در
Thu 6 Apr 2006ساعت 11:24 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
اول از همه, پيشاپيش, نوروز مبارك باشه! ايشالا سال جديد, سالي باشه سرشار از شادي و خنده براي همه شما عزيزان. شب گذشته, شب بسيار آتيشي براي ونكوور بود چون شهرام عزيز, مثل هميشه, با صداي جادويي خودش صحنه رو به آتيش كشيد. با اينكه, شهرام با تاخير زياد وارد ونكوور شده بود و بسيار خسته بود, ولي عشق به مردم و شما دوستان عزيز باعث شد كه شهرام با انرژي زياد هم به سوال هاي تك تك شما پاسخ بده و هم برنامه رو با قدرت بيشتر اجرا كرد.
با اينكه عكس هاي زيادي گرفته نشد, ولي اكثر آهنگ ها و تمام مصاحبه فيلم برداري شده كه در ايام نوروز, به عنوان عيدي همشونو براتون ميزارم. در مورد كنسرت, ميتونم بگم كه شهرام تمام آهنگ هاي آلبوم "خوشحالم" رو, به جز "قهر و آشتي", اجرا كرد. از آهنگ هاي گذشته هم ميشه به "اي يار" "دختر بندري" "نازي جون" (كه 2 بار اجرا شد) "آفتاب" و خيلي هاي ديگه اشاره كرد. در مورد آلبوم جديد هم, تا به حال 6 آهنگ ضبط شده. اكثر شعر ها و آهنگ ها توسط شهرام فرشيد ساخته شده و تمام تنظيم ها از اندي جي خواهد بود. همچنين شهرام اين مژده رو به تمام عزيزاني كه والپيپر ميسازن داد كه به زودي, مسابقه اي از طرف سايت رسمي شهرام كاشاني برگزار خواهد شد كه هر ماه يك والپيپر به عنوان والپيپر ماه انتخاب خواهد شد. منتظر خبر ها و ويديو هاي جديد در ايام نوروز باشيد |
|
+ نوشته شده در
Sat 18 Mar 2006ساعت 18:23 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
همونطور كه همتون ميدونيد, به كنسرت بزرگ شهرام كاشاني در ونكوور نزديك ميشم. همه برنامه ها با شهرام عزيز هماهنگ شده و اين مژده رو بهتون ميدم كه بزرگترين پوشش خبري رو با عكس ها و ويديو هاي كم نظير خواهيم داشت. همينطور يادتون نره كه اولين مصاحبه اختصاصي رو باشهرام, قبل از برنامه خواهيم داشت. اگر سوال هاي خود رو هنوز براي من نفرستاديد, عجله كنيد كه وقت داره تموم ميشه! همچنين براي عزيزاني كه در ونكوور زندگي ميكنن, براي تهيه بليت ميتونن با شماره تلفن: 7714-782-604 تماس بگيرن. همچنين براي گرفتن اطلاعات بيشتر, بر روي اینجا كليك كنيد.
و حالا خبري جالب در مورد اين وبلاگ, به زودي يكي از دوستان عزيز به تيم ما ملحق ميشه و كار خودشو در اين وبلاگ شروع ميكنه. اسم اين عزيز رو فعلا نميگم تا اولين آپ خودش رو از همينجا آغاز كنه. همچنين دوست عزيزمون بهناز, زحمت كشيده و يه ويديو بسيار زيبا از عكس هاي شهرام درست كرده كه با Right Click بر روي اینجا و انتخاب Save Target As ميتوند اين ويديو رو دانلود كنيد. ... و مثل هميشه مطلب امروز رو با والپيپر هاي زيبا تموم ميكنيم: والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Thu 9 Mar 2006ساعت 12:49 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
همونطور كه بهتون قول داده بودم, امروز دومين مصاحبه رو با يكي ديگه از عاشقان شهرام كاشاني با هم ميخونيم. ولي قبل از اون خبراي جالبي براتون دارم
خبر اول اينكه شهرام عزيز, برنامه كنسرت هاي نوروزي رو براي من فرستاده كه به شرح زير اعلام ميشه:
March 3rd Orange County
March 17th Vancouver - Canada
March 18th Houston - Texas
March 23rd Dubai - UAE
March 24th Vienna - Austria
March 25th Kensas City
April 1st Los Angeles
خبر بعد اينكه, از الان ميتونيد سوال هاي خودتون رو براي من بفرستيد تا من سوال ها رو شخصا از شهرام بپرسم و در قالب يك مصاحبه طرفداري و جامع براي شما عزيزان, جواب سوال ها رو بگيرم.
همه دوستان تا 10 مارچ وقت دارند كه سوال هاي خود رو به ايميل وبلاگ (sk.weblog@gmail.com) بفرستند. در قسمت Subject حتما كلمه Interview يا Mosahebe رو درج كنيد و هر شخص تا 2 سوال ميتونه براي من بفرسته.
و حالا نوبت ميرسه به مصاحبه اي این ماه با بابك عزيز! يكي از آتيشي ترين طرفداراي شهرام و كسي كه اولين والپيپر ها رو براي اين وبلاگ درست كرد و سهم بزرگي در رونق گرفتن كار ما داشت.
اول از همه میخوام خودت رو معرفی کنی و برایه ما بگی که از کجا و کی طرفداره شهرام شدی؟
من بابک هستم از تهران و یکی از طرفدارایه آتیشیه شهرام. آشنایی من با شهرام و آهنگاش برمیگیرده به آلبوم (عطش). اون موقعه یک موزیک ویدیو از شهرام رو به نام (خاطر خواه) دیدیم که شهرام در اون زمان موهاش بلند بود و در اون شو,یه کت سفید و یک شلوار مشکی پوشیده بود. راستش رو بخواین من اول از حرکاتش خوشم اومد. حرکاتی که در نوع خودش بسیار جالب بود و پر انرژی بود. بعد از آلبوم (عطش) کم و بیش آهنگاش رو دنبال میکردم تا اینکه آلبوم (هوس) به بازار اومد. وقتی که اولین اهنگ این آلبوم رو گوش دادم دیگه کم کم علاقه ام به شهرام تحریک شد و هر روز هم علاقه ام نسبت به شهرام بیشتر میشه. چه ویژگی هایی در موزیک شهرام میبینی که شهرام رو از دیگران متمایز میکنه؟
من یقین دارم که شهرام با آهنگاش یه رابطه احساسی بسیار عجیبی برقرار میکنه. شهرام از ته دلش میخونه و شاید اصلا شهرام این آهنگارو واسه دله خودش میخونه نه واسه مشهور شدن و پول درآوردن. شهرام واسه بیرون دادنه آلبوماش خیلی زحمت میکشه و حاضره که آلبومش هر 2 یا 3 سال بیاد بیرون ولی وقتی که میاد بیرون یه کاره زیبایی از آب در بیاد. و وقتی هم که آلبوم روانه بازار میشه هرروز به طرفداراش اضافه تر میشه. شهرام واقعا واسه موزیک ویدیوهاش هم خیلی سرمایه به کار میبیره و دوست داره که همه چیش درجه 1 باشه. شهرام از این خوانندها نیست که وقتی یه آلبوم داد بره و دیگه هم پشت سرش رو نگاه نکنه. اون بلافاصه بعد از اینکه آالبومش بیرون اومد بعد از یه استراحت دوباره شروع میکنه به ساختن کارایه جدید. چون واقعا برایه کارش دل می سوزونه و کارش رو به طور حرفه ای و جدی ادامه میده.
فکر میکنی که شهرام هم اکنون در چه سطحی از موزیک ایران قرار داره و آیا فکر میکنی که به جایگاهی که شایسته او هست رسیده یا نه؟
شاید اوایل کسی شهرام رو نمی شناخت ولی با هر کاری که شهرام اجرا کرد جایگاه خودش رو در بین خواننده هایه دیگه و مردم بالاتر برد. من میگم که الان اگه از خود شهرام بپرسی که به اون چیزی که میخواستی رسیدی یا نه؟ فکر کنم که بگه آره. چون خودش رو باتوجه به گذشته اش مقایسه میکنه و با توجه به زحماتی که تو گذشته کشیده از اون جایگاهی که بهش رسیده رضایت داره. ولی اگه ازش بپرسی که آیا دوست داری که تا آخر تو همین جایگاه بمونی فکر نکنم که جوابش مثبت باشه. چون شهرام هم مثل هر آدمی دوست داره که بهتر از اونی که هست باشه و خودش اینو میدونه که صد در صد میتونه پیشرفت کنه و اگه که اغراق نباشه میتونه کاری کنه که موزیک پاپ رو به تسخیره خودش در بیاره.منم عقیده دارم که شهرام الان در سطح بالایی از موزیک ایرانی قرار داره و اگه که باز هم زحمات رو تحمل کنه میتونه که به جایگاهایه بالاتری هم دست پیداکنه.
قشنگ ترين كاري كه تا به حال و به عنوان يك طرفدار براي شهرام انجام دادي, چي بوده؟
من هرسال موقع سال تحویل مثل همه مردم ایران پایه سفره هفت سین میشینم. با این تفاوت که در کنار سفره هفت سین ما عکس شهرام عزیز هم قرار داره. کدوم آهنگ و ویدیوهای شهرام رو از همه بیشتر دوست داری؟
همونطور که گفتم حرکات شهرام در ویدیوهاش خیلی کمک میکنه که ویدیوهاش زیبا تر بشه. شهرام با هر ضرب آهنگ یه حرکت جدیدی به بدنش میده و فکر کنم اگه کسی ویدیو هایه شهرام رو بدون صدا هم نگاه کنه لذت میبیره و کاملا میفهمه که الان مثلا آهنگ ریتم خودش رو عوض کرده. من تمام آهنگایه شهرام و موزیک ویدیو هاش رو دوست دارم. اگه بخوام از آهنگ هایه شهرام چندتا رو جدا کنم باید بگم که: خاطر خواه, من با تو, تنهام, یادم نمیره, ای یار و خوشحالم. از بین موزیک ویدیوها: روز و روزگار, فاصله, آفتاب, پات وای میستم و خوشحالم رو خیلی دوست دارم.
در آخر نظرت راجب به SK-TV و SK-Blog چیه؟ کیا جان باید بگم که من خیلی وقت بود دنبال یه وبلاگ یا سایتی میگشتم که بشه طرفدارایه شهرام رو اونجا پیدا کرد و راجب به شهرام و کاراش با همدیگه صحبت کنیم. تا اینکه بالاخره این وبلاگ با زحمتایی که خودت میکشی راه افتاد و الان هم خیلی خوشحالم که تونستم تو اینجا دوستایی پیدا کنم که همشون مثل خودم عاشق شهرام هستن. امیدوارم که من و بچه ها با حمایت هامون بتونیم که شهرام عزیز رو خوب ساپورت کنیم و به قول خوده شهرام باعث بشیم که اون بتونه در آینده کارهایه بهتر و بهتر و بهتر برایه ما انجام بده. از اين مصاحبه زيبا كه بگذريم, با نزديك شدن به ماه مارچ, تقويم اين ماه رو با كليك كردن بر روي اینجا دريافت كنيد. ... و مثل هميشه, مطلب امروز رو با 6 والپيپر زيبا به پايان ميرسونيم. والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشيد خبر مهم! در روز جمعه, 3 مارچ, گردهمايي توسط طرفداران شهرام كاشاني در چت روم Yahoo برگزار خواهد شد. براي پيوستن به اين گردهمايي بزرگ, روز جمعه, ساعت 2 بعد از ظهر به وقت تهران به يكي از 3 آي دي ........... پيام بفرستيد تا به چت روم دعوت شويد. |
|
+ نوشته شده در
Thu 23 Feb 2006ساعت 13:21 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
اول از همه روز والنتاين رو به همتون تبريك ميگم. خبر اول اينكه, شهرام كاشاني عزيز كنسرتي در ونكوور خواهد داشت به زودي, و خوب افتخار بزرگي نصيب من خواهد شد كه براي اولين بار با شهرام جان ملاقات ميكنم. اين كنسرت با شكوه در روز 17 مارچ برگزار خواهد شد و اين قول رو بهتون ميدم كه اختصاصي ترين عكس ها و ويديو ها رو در وبلاگ و وبسايت قرار خواهم داد. همچنين در پي انجام مصاحبه اي با شهرام هستم كه فقط شامل سوال هاي طرفداران ميشه. به محض قطعي كردن تاريخ مصاحبه, به شما عزيزان خبر ميدم تا سوالات خودتون رو براي من بفرستيد. خبر دوم هم اينكه, مصاحبه اي با يكي ديگه از طرفداران آتيشي شهرام انجام شده كه در آپ بعدي براتون ميزارم. اسم اون عزيز هم نميگم تا براتون سورپراز باشه. ... و مثل هميشه مطلب امروز رو با 6 والپيپر زيبا تموم ميكنيم. والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشيد |
|
+ نوشته شده در
Wed 15 Feb 2006ساعت 17:46 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
بالاخره و بعد از 2 هفته, مجددا افتخاري نصيب من شد كه در خدمت شما دوستان عزيز باشم. همونطور كه همه ميدونيد, ويديو "دروغه" هم پخش شد. اين ويديو بسيار زيبا رو ميتونيد با رفتن به SK-TV و بعد بخش Updates مشاهده كنيد. نكته جالب در مورد اين ويديو اين كه David Victory اونو كارگرداني كرده. ويديو ساز بزرگي كه بعد از مدت ها مجددا به موزيك ايراني بازگشته و چه افتخار بزرگي كه اين بازگشت با ديديو "دروغه" هم زمان شد. نكته بعد اينكه, در مورد كامنت ها ميخواستم از همه دوستان عزيز تشكر كنم كه با وجود به روز نشدن بلاگ, ما رو تنها نذاشتن و با ثبت بيش از 200 كامنت ركورد جالبي به دست اومده كه فكر نكنم در هيچ وبلاگ طرف داري ديگه بتونه تكرار بشه! بچه ها متشكريم همچنين با وارد شدن به ماه فوريه, ماه عاشقان در آخر, مثل هميشه, 6 والپيپر زيبا رو با هم ميبينيم: والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید *** خبر مهم *** در طي راي گيري كه اخيرا مجله تهران در مورد خواننده هاي ايراني گذاشته, برنده اين راي گيري بر روي جلد شماره آينده این مجله خواهد رفت. براي شركت در اين راي گيري و حمايت از شهرام كاشاني عزيز, فقط با فرستادن يك ايميل به آدرس tehran@pacbell.net و درج نام Shahrum Kashani در قسمت Subject راي هاي خود را وارد كنيد. |
|
+ نوشته شده در
Sun 29 Jan 2006ساعت 13:21 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
اول از همه اين خبر رو بهتون بدم كه شهرام عزيز عازم نيو يورك هستش و در روز 28 ژانويه در China Club صحنه را به آتش خواهد كشيد. براي گرفتن اطلاعات بيشتر در مورد اين كنسرت با شكوه, بر روي اینجا كليك كنيد. و همونطور كه بهتون قول داده بودم, اولين مصاحبه با يكي از عاشقان شهرام رو ميخونيم: اول از همه ميخوام خودتو براي ما معرفي كني و براي ما بگي كه از كجا و كي, طرفدار شهرام شدي. من مرجان هستم. 20 سالمه و در تهران زندگي ميكنم. آشنايي من با موزيك شهرام به سال ها قبل برميگرده, به همون آلبوم اولش "K 1". البته من تا اون موقع شهرام رو به چهره نميشناختم تا اينكه آلبوم دومش وارد بازار شد و من براي اولين بار, دو تا از موزيك ويديو هاي شهرام رو, "خاطره ها" و "بگو تو بگو", از يك شو نوروزي ديدم كه اون زمان شهرام موهاي بلند داشت. ولي اولين باري كه طرفدار شهرام شدم, فكر كنم به 13-12 سال پيش برميگرده. چه ويژگي هايي در موزيك شهرام ميبيني كه شهرام رو از ديگران متمايز ميكنه؟ به نظر من شهرام بيش از اون چيزي كه فكرشو بكنيم, براي آهنگ ها و ويديو هاش ارزش قايله و زحمت ميكشه و خيلي هم خرج ميكنه. ولي اصلي ترين ويژگي كه من تو موزيك شهرام ميبينم, اون حسي كه موقع خوندن به شنونده منتقل ميكنه و اينكه شعرهايي كه شهرام ميخونه, خيلي با مفهومه و خيلي با احساس ميخونه و يه جورايي شعراش جون داره و آدم رو به يه دنياي ديگه ميبره. خارج از بحث موزيك, خود شهرام كه بي نهايت زيبا وخوش تيپ هستش. انساني پاك و صادق كه به خانواده خيلي اهميت ميده. فكر ميكني شهرام هم اكنون در چه سطحي از موزيك ايران قرار داره؟ و آيا فكر ميكني به جايگاهي كه شايسته او هست, رسيده؟ شهرام الآن در جايگاهي قرار داره كه تمام سنين طرفدارش هستن. و خب اگه بخوايم موزيك شهرام رو از 14 سال پيش تا الآن مقايسه كنيم, 100% آلبوم هاش يكي پس از ديگري بهتر بوده و به اون جايگاهي كه ميخواسته, تا يه حد زيادي رسيده ولي هنوز فكر كنم جا داره تا به اون نك قله برسه. قشنگ ترين كاري كه تا به حال و به عنوان يك طرفدار براي شهرام انجام دادي, چي بوده؟ يه كاري كه دوست داشتم براي شهرام و يه جورايي براي دل خودم انجام بدم اين بود كه يه تولد كوچولو براي شهرام عزيزم گرفتم. از يه طرف خوشحال بودم چون كه تولد اولين و آخرين عشقم بود و از يه طرف ناراحت كه نميتونستم پيشش باشم و رو در رو تولدشو تبريك بگم. و آرزويي كه اون لحظه از طرف خودم براي شهرام كردم اين بود كه به تمام آرزو هاي قشنگش برسه.
كدوم آهنگ ها و ويديو هاي شهرام رو بيشتر از همه دوست داري؟ من تمام آهنگ ها و ويديو هاي شهرام رو دوست دارم چون هر كدوم به يه نحوي قشنگي و جذابيت خودشو داره ولي كلا آهنگ هاي اسلو شهرام رو بيشتر دوست دارم. از موزيك ويديو ها ميتونم به "مادر", "روز و روزگاري", "جيگر" و... اشاره كنم. و از آهنگ ها, "از تو چه پنهون", "من با تو", "حسود", "تنهام" و يه آهنگي كه ميتونم بگم باهاش زندگي ميكنم, آهنگ "رفتي رفتي" از آلبوم "دوستان" كه متاسفانه ويديو اين آهنگ هیچ وقت به طور كامل پخش نشده. در آخر, نظرت راجب SK-TV و SK-Blog چيه؟ SK-TV يك پل ارتباطي بين شهرام و طرفداران هستش. و SK-Blog هم كه ديگه حرف نداره با وجود قسمت نظرات كه باعث ميشه بچه ها بيان و نظراتشون رو بدن. در پايان, يك سري والپيپر زيبا رو با هم ميبينيم: والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Thu 12 Jan 2006ساعت 13:24 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
تصويري كه در بالا ملاحظه ميكنيد, عکسی از پشت صحنه ويديو موزيك "دروغه" هستش كه به زودي از SK-TV و شبكه هاي فارسي زبان جهان پخش خواهد شد. همچنين دو عكس ديگه از پشت صحنه اين ويديو ديدني رو با كليك كردن بر روي لينك هاي زير مشاهده كنيد: همچنين و براي اولين بار, از همينجا ميتونيم يك سري عكس اختصاصي و زيبا كه مربوط به كنسرت تورونتو شهرام ميشه رو با هم ببينيم: عکس 1 عکس 2 عکس 3 عکس 4 عکس 5 عکس 6 عکس 7 عکس 8
خبر بعد اينكه در اقدامي تازه براي سال جديد, تصميم گرفتم كه هر ماه با يكي از طرفداران عزيز شهرام كاشاني مصاحبه اي داشته باشم. مصاحبه اول با يكي از آتيشي ترين طرفداران شهرام انجام شده كه در حال اديت اون هستم و در آپديت بعدي, حتما اين مصاحبه رو خواهيد خواند. اسم اون طرفدار هم فعلا نميگم تا براي همتون سورپرایز باشه صحبت از سال جديد شد, جدا ازينكه سال نو رو دوباره بهتون تبريك ميگم, علي عزيز زحمت كشيده و تقويم سال 2006 رو با عكس هاي زيباي شهرام عزيز ساخته. براي گرفتن تقويم ماه ژانويه, بر روي اینجا كليك كنيد. تقویم ماه هاي ديگه هم به ترتيب هر ماه بر روي وبلاگ گذاشته خواهد شد. در آخر, يك سري والپيپر زيبا با هم ميبينيم: والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 در مورد والپيپر ها اين توضيح رو بايد اضافه كنم كه عزيزاني كه والپيپر ميفرستن و والپيپر هاشون دير در وبلاگ قرار ميگيره, خواهش ميكنم از دست من ناراحت نباشن چرا كه من همه والپيپر ها رو دونه به دونه و به نوبت در وبلاگ قرار ميدم. شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Wed 4 Jan 2006ساعت 14:19 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام میکنم خدمت همه دوستان عزیز...
اخيرا در قسمت نظرات موضوعي مطرح شده در مورد اينكه شهرام عزيز نامزدي دارند به اسم مريم, كه خيلي ها اين موضوع رو تاييد ولي ديگران رد كردند. البته من شايد اين اجازه رو نداشته باشم كه حتي راجب اين موضوع بحث كنم, ولي براي اينكه شك و ترديدها بر طرف بشه, به اين نكته بايد اشاره كنم كه در مصاحبه اي كه شهرام مدتي پيش در شبكه جام جم داشت, به اين نكته اشاره كرد كه با دختر خانمي به نام زیبای مريم نامزد هستش و قصد ازدواج هم دارند. حالا براي جزييات بيشتر از خود شهرام جان ميپرسم, اگر اجازه داد, حتما در وبلاگ مطرح ميكنم. حالا از اين حرف ها كه بگذريم, ميخوام از همين جا كريسمس و آغاز سال 2006 رو به همه شما عزيزان تبريك بگم.
اگر تا به حال براي دوستان و عزيزان كادويي نخريدين, همين الآن و با كليك كردن بر روي اینجا, يكي از آلبوم هاي شهرام كاشاني عزيز رو هديه كنيد. و یا اگر قصد رفتن به جایی برای گذراندن تعطیلات دارید, چه جایی بهتر از کنسرت های شهرام عزیز! همچنين اميدواريم كه در اين سال جديد, تيم ملي فوتبال ايران به هدفي كه ميخواد برسه و در جام جهاني موفق باشه. صحبت از فوتبال شد, متاسفانه يا خوشبختانه اخيرا بحث هايي راجب استقلال و پرسپوليس مطرح شده كه بعضي از دوستان, مخصوصا بابك عزيز, خيلي در نظراتي كه داده بودند كم لطفي كرده بودند به حدي كه من نمیتونم ساكت بمونم. اولا با اينكه در 2 سال اخير استقلال قهرماني رو بد جور از دست داده, ولي اين شعار رو به خوبي به اثبات رسونده كه: "سرور هر چي لنگيه, امير قلعه نوعي" و اينكه هم اكنون استقلال با 31 امتیاز در صدر جدول و اگه اشتباه نكنم پرسپوليس با 21 امتياز, يعني 10 امتياز كمتر, در رده هفتم قرار داره. پس ديگه فكر نکنم بحثي باقي بمونه. در آخر, من هم براتون هديه كريسمس دارم و اون هم چيزي نيست به جز يك سري والپيپر زيبا كه تركيبي از كارهاي ساحره عزيز و علي عزيز هستش. والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 در همينجا همتون رو به خداي بزرگ ميسپارم. به اميد ديدار در سال جديد. شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Sat 24 Dec 2005ساعت 14:10 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
بالاخره انتظار ها به پايان رسيد و پيام شهرام عزيز به دستم رسيد. بدون هيچ معطلي, اين پيام زيبا رو با روي كليك كردن بر روي اینجا دانلود كنيد. از جمله نكات جالبي كه شهرام جان گفت ميشه به بازگشت دوباره او به لس آنجلس براي زندگي اشاره كرد. همچنين در مورد آلبوم جديد, اكثر شعر ها و آهنگ ها مجددا از شهرام فرشيد عزيز خواهد بود, ولي تنظيم آهنگ ها به اندي جي سپرده شده, كاري كه شوبرت آواكيان در آلبوم خوشحالم به عهده داشت.
خبر بعدي اينكه از اين به بعد اين وبلاگ با يك دامين آدرس اختصاصي به شرح زير قابل دسترسي خواهد بود: همچنين اين دفعه با تعداد خيلي بيشتري از والپيپر اومدم. اين والپيپر هاي زيبا, تركيبي هستش از كارهاي بابك عزيز, علي عزيز, يكي از دوستان عزيز كه اسمش رو براي من ننوشته بود, و يكي ديگه از دوستان عزيز كه متاسفانه نميخواست اسمش فاش بشه. والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 والپیپر 5 والپیپر 6 در آخر اين نكته رو متذكر ميشم كه از اين به بعد نظراتي كه حالت شخصي, مرموز, و يا تمسخر داشته باشه, با احترام به همه, حذف خواهد شد. شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Sat 17 Dec 2005ساعت 12:7 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان خوشحال...
بالاخره سايت SK-TV آپ شد با 4 موزيك ويديو جديد. اين موزيك ويديو ها تا به حال تو هيچ كدوم از آلبوم هاي شهرام نبوده, و شهرام اون ها رو براي مناسبت هاي مختلف خونده كه عبارتند از: "مادر" براي روز مادر و همچنين مادر گرامی شهرام عزيز (خانم هايده كاشاني), "بي گناه" كه در حقيقت اولين آهنگي بود كه به ياد زلزله بم خونده شد, و بعد از اون منصور عزيز آهنگ "عيدي ندارم" رو به ياد بم خوند. "عيدي" كه يكي از ساخته هاي قديمي مرحوم فرهاد كه شهرام عزيز اون رو باز خواني كرده. و "سردارن ايران" كه 4 سال پيش, دقيقا قبل از اینکه بازي ايران با بحرين برگزار بشه, و به فرض اينكه ايران حتما بحرين رو شكست ميده و به جام جهاني 2002 ميره, با هم صدايي عارف عزيز ساخته, ضبط, و اجرا شد. این موزیک ویدیو ها رو در قسمت Updates سایت میتونید مشاهده کنید. همچنين براي ديدن موزيك ويديو بر روي SK-TV شما به Flash Player نياز داريد. براي دانلود Flash Player ميتونيد بر روي اینجا كليك كنيد.
دوست عزيزمون, علي, چند عكس قديمي از شهرام فرستاده كه از همين جا, عكس ها رو با هم ميبينيم. عكس اول مربوط به جشن تولد 2 سالگي شهرام ميشه, عكس دوم شهرام در كنار مادر عزيزش هستش, و عكس آخر هم مربوط به فارغ التحصيلي شهرام جان ميشه. همچنين 4 والپيپر زيبا رو براتون گذاشتم كه بابك عزيز و علي عزيز زحمت كشيدن, درست كردن, و براي من فرستادن. والپیپر 1 والپیپر 2 والپیپر 3 والپیپر 4 در ضمن, ميدونم اكثرا منتظر پيام شهرام بوديد, ولي براي اون بايد چند روز ديگه صبر ميكردم, در نتيجه تصميم گرفتم كه آپ كنم, و به محض دريافت پبام صوتي شهرام از طريق ايميل, اون رو بر روي وبلاگ قرار ميدم. شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Mon 5 Dec 2005ساعت 14:47 توسط Mrs Kashani |
|
|
سلام ميكنم خدمت همه دوستان عزيز...
اخيرا در قسمت نظرات, برخي از دوستان مطلبي رو مطرح كردند در مورد شهرام عزيز, و در مورد شايعه اي نظرات خودشون رو نوشتند كه مربوط به دین و مذهب شهرام ميشد. قبل از هر چيز اين نكته رو بايد متذكر بشم كه اين روزها ديگه انسان ها رو بر اساس عقايد اونها قضاوت نميكنند, و اين يك مساله كاملا شخصي كه هر كسي پيرو يك سري عقايد خاص باشه. جدا از اينكه اون شايعه به هر حال دروغ بود, ولي هر كسي هم كه اون شايعه رو به وجود آورده, حالا به هر دليلي, اگر براي خراب كردن چهره شهرام بوده, واقعا بايد به هوش اون آدم شك كرد كه يك موضوع كاملا بي اهميت رو وسط كشيده.
شهرام كاشاني, نماد موسيقي پاپ ايران, ارزشش خيلي بيشتر از اينهاست. من از همه شما عزيزان خواهش ميكنم که ديگه در مورد اين قضيه بحث نكنيم چون مسايل سياسي و مذهبي, به هر نوع اون, نه در موزيك شهرام و نه در اين وبلاگ جايي داره. از اين بحث ها كه بگذريم, اين خبر رو بهتون ميدم كه سايت SK-TV به زودي با موزيك ويديو هاي جديد آپ ميشه. همچنين به همتون قول ميدم كه به زودي و به درخواست خودتون, يك پيام تلفني كوتاه از شهرام بگيرم و بر روي اين وبلاگ قرار بدم. پس منتظر باشيد. شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Mon 28 Nov 2005ساعت 14:58 توسط Mrs Kashani |
|
|
با سلام خدمت همه دوستان عزيز...
بالاخره بعد از تحقيقات گسترده خبر بعد اينكه, تغييراتي در برنامه كنسرت هاي شهرام به وجود اومده كه براي ديدن آنها, بر روي اینجا كليك كنيد. بابك عزيز هم مثل هميشه, با والپيپرهاي زيبا, تازگي رو براي اين وبلاگ حفظ كرده. شاد و خوشحال باشید |
|
+ نوشته شده در
Tue 22 Nov 2005ساعت 19:1 توسط Mrs Kashani |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
Mrs Kashani Sahereh |
| پیوندها |
|
شهرام کاشانی SK-TV 2Remember SK-Party پشت كنكوری Shahram-K S-SK Only-SK ShahrumJooni SK-Lovers Shahrum-K SK-Club SK4Ever SK-Lovely sk-night mojekoreii |
|
RSS
|